تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
چكيده رأى مشهور ميان فلاسفهء اسلامى آن است كه زمان كمّ متصل غيرقارّ است كه به واسطهء حركت بر جسم عارض مىشود . حاصل برهانى كه براى اثبات زمان به عنوان كميّت متصل و غيرقار اقامه شده اين است كه حوادث و پديده‌هايى كه حركت در آن‌ها روى مىدهد قابل انقسام هستند . اقسام و اجزاى فرضى اين حوادث با يكديگر جمع نمىشوند ، زيرا وجود فعلى هرقطعه متوقف بر زوال قطعهء پيش از آن است و هريك از قطعه‌هاى به دست آمده نيز به نوبهء خود قابل انقسام به قطعه‌هاى ديگرى است كه همان رابطهء ياد شده ( - امتناع اجتماع در وجود ) ميانشان برقرار است . اين مقدمات ، نتيجه مىدهد كه يك كميت غيرقار و متصل بر اجسام متحرك عارض مىشود . اگرچه حركت ذاتا وجودى ممتد و غيرقار است ، اما نمىتوان آن را همان زمان دانست ، زيرا امتداد حركت ، امتدادى مبهم و بدون تعيّن است ، بر خلاف زمان كه امتدادى معين و مشخص است . نتايج و فروعات بحث زمان : 1 - هرحركتى زمانى خاص به خود دارد كه مقدار آن حركت مىباشد ؛ 2 - پيشى و پسى بين اجزاى زمان ذاتى است ؛ 3 - آن ، يك امر عدمى است ؛ 4 - توالى آنات بدون آن‌كه زمانى بين آن‌ها فاصله ايجاد كند محال است .