الفصل السّادس في موضوع الحركة و هو المتحرّك الّذي يتلبّس بها ( 1 )
( 2 ) قد عرفت ( 3 ) : أنّ الحركة خروج الشّيء من القوّة إلى الفعل تدريجا ، ( 4 ) و أنّ هذه القوّة يجب أن تكون محمولة في أمر جوهريّ قائمة به ، ( 5 ) و هذا الّذي بالقوّة كمال بالقوّة للمادّة متّحد معها ، ( 6 ) فإذا تبدّلت القوّة فعلا ، كان الفعل متّحدا مع المادّة مكان القوّة ، فمادّة الماء مثلا هواء بالقوّة ، و كذا الجسم الحامض حلو بالقوّة فإذا تبدّلت الماء هواء ، و الحموضة حلاوة ، كانت المادّة الّتي في الماء هي المتلبّسة بالهوائيّة ، و الجسم الحامض هو المتلبّس بالحلاوة ، ( 7 ) ففي كلّ حركة موضوع ، تنعته الحركة و تجري عليه . ( 8 )
و يجب أن يكون موضوع الحركة أمرا ثابتا ، تجري و تتجدّد عليه الحركة ، و إلّا كان ما بالقوّة غير ما يخرج إلى الفعل ، فلم تتحقّق الحركة الّتي هي خروج الشّيء من القوّة إلى الفعل تدريجا . ( 9 )
هامش
( 1 ) - موضوع حركت در حركت عرضى همان جوهر و ذات شىء است كه صفاتش عوض مىشود و با حفظ ثبات خود حالتها و منزلتهاى گوناگون مىيابد ، اما در حركت جوهرى موضوع حركت را مىتوان همان مادهاى دانست كه قوّهء محض است و فعليتى جز قوه بودن ندارد ، و اين مادهء جوهرى است كه صورتهاى نوعى را يكى پس از ديگرى پذيرفته و با آنها متحد شده و بسان امر ثابتى است كه در همهء مقاطع حركت محفوظ مىماند .
( 2 ) - مؤلف در اين قسمت براى اثبات وجود موضوع در حركت ، برهانى اقامه مىكنند كه مبتنى بر چند مقدمه است .
( 3 ) - بنابر مقدمهء اول اين برهان در هرحركتى يك قوّه و يك فعل است و شىء از حالت قوه به سوى فعل منتقل مىشود .
( 4 ) - مقدمهء دوم برهان مبيّن اين مطلب است كه قوه ، وجودى قائم به غير است لذا در حركت بايد يك شىء لنفسهاى باشد تا محل و معروض قوّه باشد .
( 5 ) - مقدمهء سوم برهان دربردارندهء اين مطلب است كه محل و معروض قوه همان ماده است و اين قوه ، كمال براى ماده محسوب شده و ماده با آن متحد است .
( 6 ) - مقدمهء چهارم برهان نيز به اين مطلب اشاره دارد كه وقتى قوه به فعليت بدل مىشود ، فعليت جايگزين قوه شده و با ماده متحد مىگردد ، زيرا قوه و فعل دو مرتبهء وجود شيئى هستند و چون ماده با قوه متحد است و قوه با فعل اتحاد دارد ماده با فعل نيز متحد خواهد بود .
( 7 ) - نتيجهء مقدمات چهارگانه اين است كه در هرحركتى چيزى وجود دارد كه با حركت اتحاد داشته و حركت بر آن عارض مىشود و اين شىء همان موضوع حركت است . البته براى اثبات موضوع حركت بيانها و براهين ديگرى نيز ارائه شده كه در فصل دوازدهم به آنها اشاره مىشود .
( 8 ) - در اين قسمت به برخى از ويژگىهاى موضوع حركت اشاره مىشود . در ويژگى اول ، بر اين امر تأكيد مىشود كه اگر موضوع حركت امرى ثابت و پايدار نباشد درواقع ، رابطهء ميان گذشته و آينده قطع مىشود و ديگر نمىتوان گفت چيزى كه مايع بود اكنون تبديل به بخار شد . يا كودك چند سال پيش اكنون جوان شده و بعدا پير خواهد شد لذا اگر موضوع ثابت در كار نباشد اساسا مفهوم تبديل و تبدّل و حركت صادق نخواهد بود .
( 9 ) - ويژگى دوم ، مبين آن است كه موضوع حركت بايد حيثيت قوه داشته باشد ، زيرا چنانكه ارسطو گفته است ، حركت كمال