تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
بذلك يتبيّن : إنّه لا مبدأ للحركة و لا منتهى لها ، بمعنى الجزء الأوّل الّذي لا ينقسم من جهة الحركة و الجزء الآخر الّذي كذلك ، لما عرفت آنفا أنّ الجزء بهذا المعنى دفعيّ الوقوع ( 1 ) غير تدريجيّة ، فلا ينطبق عليه حدّ الحركة ، لأنّها تدريجيّة الذّات ( 2 ) . و أمّا ما تقدّم : أنّ الحركة تنتهي من الجانبين إلى قوّة لا فعل معها و فعل لا قوّة معه فهو تحديد لها بالخارج من ذاتها ( 3 ) . چكيده حركت ( قطعى ) امرى كشش‌دار و ممتد است و از اين جهت قابل انقسام است و اين قابليت انقسام حدّ يقف ( نقطه پايانى ) ندارد ، زيرا امتداد ، ملازم با قابليت انقسام است . حركت اگرچه ذاتا قابل انقسام است ، اما اين انقسام به نحو بالقوه است نه بالفعل و گرنه انقسام حركت به اجزايى منتهى خواهد شد كه وجودشان دفعى و آنى است و در نتيجه ، حركت به عنوان امرى ممتد و تغييرى تدريجى باطل بوده و وجود خارجى نخواهد داشت . حركت مبدأ به معناى جزء نخستين غير قابل تقسيم از جهت حركت و مقسمى به معناى آخرين جزء غير قابل تقسيم از جهت حركت ندارد ، زيرا جزء به اين معنا وقوعش آنى و غيرتدريجى است و تعريف حركت ( كه امرى است ذاتا تدريجى ) بر آن صادق نخواهد بود .
هامش
- است ، لذا بايد گفت كه اجزاى بالفعل حركت ، خودشان از جنس حركت نيستند ( يعنى امر ممتد و كشش‌دار نيستند ) ، بلكه از جنس تغيير دفعى مىباشند ؛ به اين معنا كه آن‌چه در خارج تحقق دارد مجموعه‌اى است از تغييرهاى دفعى ، مانند نقاطى كه كنار يكديگر قرار گرفته‌اند و در نتيجه ، حركت به عنوان امرى ممتد و كشش‌دار و به عنوان تغيير تدريجى هيچ واقعيتى نداشته ، بلكه فقط انعكاس خيالى تغييرهاى دفعى است . ( 1 ) - يعنى فاقد كشش و امتداد زمانى خواهد بود . ( 2 ) - و به بيان ديگر نيز مىتوان گفت كه قيود مأخوذ در تعريف مبدأ و منتهاى حركت با يكديگر تنافر و تعاند دارند ، زيرا جزء حركت بودن با غير قابل انقسام بودن هرگز جمع نمىشود و از اين جهت فرض مبدأ و منتها براى حركت به تناقض منتهى مىشود . ( 3 ) - در اين‌جا مقصود از مبدأ و منتها معناى عام آن است كه شامل آن‌چه از سنخ شىء ممتد نيست نيز مىشود ، مانند آن‌جا كه مبدأ و منتهاى خط را نقطه ، مبدأ و منتهاى سطح را خط و مبدأ و منتهاى جسم تعليمى را سطح و مبدأ و منتهاى زمان را آن به شمار مىآورند . در همهء اين موارد مبدأ و منتها از سنخ آن امر ممتد نيست و لذا جزء آن به شمار نمىرود و نمىتوان آن‌ها را جزء نخستين يا آخرين آن امر ممتد به حساب آورد .