اتصاف به آن را دارد و عدم آن امر وجودى در همان موضوع ، مانند بينايى و كورى .
عدم و ملكهء حقيقى : اگر موضوع ملكه ، طبيعت نوعى يا جنسى كه صلاحيت اتصاف به ملكه تا حدى در او هست بدون مقيّدكردن به زمان خاصى در نظر گرفته شود ، عدم و ملكهء حقيقى ناميده مىشود .
عدم و ملكهء مشهورى : اگر موضوع را همان طبيعت خاص در نظر بگيريم و مقيّد به وقت اتصاف كنيم عدم و ملكهء مشهورى ناميده مىشود .
پرسش
تقابل عدم و ملكه را تعريف و دو نوع حقيقى و مشهورى آن را بيان كنيد .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٢٩٠