الفصل الخامس في استحالة الدّور و التّسلسل في العلل
أمّا استحالة الدّور - و هو توقّف وجود الشّيء على ما يتوقّف عليه وجوده ، إمّا بلا واسطة ، و هو الدّور المصرّح ، و إمّا بواسطة أو أكثر ، و هو الدّور المضمر - فلأنّه يستلزم توقّف وجود الشّيء على نفسه ، و لازمه تقدّم الشّيء على نفسه بالوجود ، لتقدّم وجود العلّة على وجود المعلول بالضرورة .
و أمّا استحالة التّسلسل - ( 1 ) و هو ترتّب العلل ( 2 ) لا إلى نهاية - فمن أسدّ البراهين ( 3 )
هامش
( 1 ) - تسلسل مصطلح كه محال و ممتنع مىباشد سه ويژگى دارد كه از آن به شروط تسلسل تعبير مىشود و اگر يكى از آن ويژگىها مفقود باشد تسلسل در آن زنجيره ، محال نبوده و ادلهء امتناع تسلسل شامل آن نخواهد شد . اين شروط عبارتاند از :
الف - بايد اجزاى سلسله مجتمعا باهم موجود باشند ؛
ب - بايد ميان اجزاى سلسله ترتب باشد ؛ مقصود از ترتب ، توقف و وابستگى برخى از اجزا به برخى ديگر است .
( 2 ) - تسلسل به سه صورت است :
الف - تسلسل هم در ناحيهء علل و هم در ناحيهء معلولها : چنين سلسلهاى از هردو سو تا بىنهايت ادامه مىيابد و آغاز و پايانى براى آن نيست ؛
ب - تسلسل در ناحيهء علل و نه در ناحيهء معلولها : در چنين سلسلهاى هرعلّتى معلول علت ديگرى است ، اما چنين نيست كه هرمعلولى علت معلول ديگرى باشد ؛
ج - تسلسل در ناحيهء معلولها و نه در ناحيهء علل : چنين سلسلهاى از علت ازلى و نخستين آغاز مىشود ، ولى هرگز به معلول نهايى نمىرسد . با توجه به تعريفى كه مؤلف در اينجا براى تسلسل بيان كردهاند تنها دو قسم نخست از اقسام سهگانه ، تسلسل را شامل مىشود و بر قسم سوم منطبق نمىشود ، زيرا در تعريف تسلسل گفتهاند : و « هو ترتب العلل لا الى نهاية » و اين تعريف بر قسم سوم كه معلولها تا بىنهايت مترتب بر هم مىباشند منطبق نمىگردد . اما آنچه در نهاية الحكمه به عنوان تعريف تسلسل آمده از اين اشكال خالى است و هرسه قسم آن را دربرمىگيرد . نهاية الحكمة فصل پنجم ، مرحله هشتم .
همچنين تسلسل به اعتبار نوع علت نيز به چند قسم تقسيم مىشود ، زيرا عللى كه بر يكديگر مترتب هستند ممكن است علل تامه باشند يا علل ناقصه ، و علل ناقصه نيز داراى چهار قسم است : فاعلى ، غايى ، مادى و صورى ، و برخى از براهين تسلسل تنها امتناع برخى از اين اقسام را اثبات مىكند ، مثلا برخى امتناع تسلسل در ناحيهء علل فاعلى و علل تامه را اثبات مىكند نه همهء اقسام آن را .
( 3 ) - يكى از براهين معروف بر امتناع تسلسل ، برهانى است كه بو على سينا در كتاب الهيات شفا آورده و به برهان وسط و طرف معروف است . بو على سينا در اين برهان ابتدا يك مجموعهء سه عضوى را در نظر مىگيرد كه در آن ، عضو الف علّت ب و عضو ب علت ج مىباشد . الف و ج دو طرف اين سلسله را تشكيل مىدهند و به عضو ميانى و وسط است . اگر اين مجموعهء سه عضوى را بررسى كنيم خواهيم ديد هريك از اعضاى آن ، حكم ضرورى و ويژگى خاص خود را دارد :