الفعل و الانفعال إلّا بداعيّين ، كفعل الواجب ، تعالى ، بإخراج العقل المجرّد من العدم إلى الوجود ، و انفعال العقل بخروجه من العدم إلى الوجود بمجرّد إمكانه الذّاتيّ .
چكيده
مقولهء أين : هيئتى است كه به واسطهء بودن شىء در مكان براى آن جسم تحقق مىيابد .
مقولهء متى : هيئتى است كه در اثر انتساب شىء به زمان و بودنش در آن به وجود مىآيد .
برخى از پديدههاى زمانى وجودشان در متن زمان است ( تدريجا صورت مىگيرد ) برخى وجودشان آنى و لحظهاى است . امورى كه در متن زمان هستند نيز خود به دو قسم هستند يا كاملا منطبق بر زمان هستند ، مانند حركت قطعيه يا بودنشان در زمان به نحو انطباق نيست ، مانند حركت توسطيّه .
مقولهء وضع : هيئتى است كه از نسبت اجزاى يك شىء به يكديگر و نسبت مجموع آن اجزاء به خارج پديد مىآيد ، مانند ايستاده بودن كه هيئت خاصى براى انسان است و از نسبت خاصى كه بين خود اعضاى انسان با يكديگر و نيز بين آنها با خارج برقرار است پديد مىآيد ؛ به اين صورت كه سرش بالا و پاهايش پايين قرار گرفته است .
مقولهء جده : كه به آن ملك و « له » هم گفته مىشود هيئتى است كه از احاطهء شيئى بر شىء ديگر به گونهاى كه احاطهكننده با جابهجايى احاطه شده جابهجا شود پديد مىآيد ، خواه اين احاطه بهطور كامل باشد ، مانند چادر به سر داشتن يا بهطور ناقص ، مانند پيراهن به تن داشتن .
مقولهء اضافه : هيئتى است كه از تكرار نسبت بين دو چيز به وجود مىآيد . پس نسبت به تنهايى اضافهء مقولى را به وجود نمىآورد ، بلكه آن را نسبت شىء موردنظر از آن جهت كه منتسب به چيزى است كه آن چيز منسوب اليه آن شىء مىباشد به وجود مىآورد ، مانند پدر ، از آن جهت كه پدر اين فرزند است . اضافه بر دو قسم است :
اضافهاى كه دو طرف آن شبيه يكديگرند ( تشابه الاطراف ) مانند اضافهء برادرى و
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٢١٧