فصل هفتم : احكام سلبى وجود
وجود ، غير ندارد
الفصل السابع : في أحكام الوجود السلبية . . . عنه ، بطلانا ذاتيّا .
( مقدمتا تذكر مىدهيم كه احكام سلبى ، مربوط به خود هستى و مطلق تحقق و وجود لا به شرط است ، نه وجود به شرط لا از نقايص ، كه حضرت حق است و نه وجود به شرط شىء كه ممكن الوجود است ، لذا احكام سلبى وجود لا به شرط از اين قرارند : )
1 . از جمله احكام سلبى وجود ، يكى اين است كه براى وجود غيرى نيست . ( غير وجود ، باطل الذات است ) ، براى اينكه منحصر بودن اصالت در حقيقت وجود ، مستلزم بطلان تمام آن چيزهايى است كه براى وجود بهعنوان غير و بيگانه فرض مىشود .
وجود ، دومى ندارد
و منها : أنّه لا ثانى له . . . و المفروض انتفاؤه ؛ هذا خلف .
2 . از جملهء آنها اينكه براى وجود ثانى تحقق ندارد . ( اصل وجود ، واحد است ) براى اينكه اصالت حقيقت واحد وجود و بطلان آنچه بهعنوان غير وجود فرض مىشود ، هرخليط و مخلوطى را از وجود كه داخل وجود باشد يا ضميمه با آن گردد ، نفى مىكند ؛ پس وجود فى نفسه و ذاتا خالص است و صرف چيز تثنيهبردار و تكرارپذير نيست : « صرف الشىء لا يتثنى و لا يتكرر » .
( فى المثل ، سفيدى اگر با چيزهاى ديگر مخلوط باشد متعدد است ، مانند اين جسم و آن جسم و اين فرد و آن فرد از آن جسم ، سفيد است و الا خود سفيدى يك