حصه چيست ؟
گروهى از متكلمان در پاسخ اشكالى در باب « انسان ، هست » گفتهاند :
وجود ، فرد يا افراد عينى ندارد . وجود ، يك معناى مطلق و عامى دارد و يك معناى مخصّص ، كه مخصص بهمعناى وجود عام است كه به ماهيات اضافه شده است ؛ به نحوى كه تقيد وجود به ماهيت كه يك امر ذهنى است داخل باشد و قيد ؛ يعنى مضاف اليه در « وجود انسان » خارج ، اما فرد كه مجموع مقيد و تقييد ( يا تقيد ) و قيد است ، در عالم عين ثبوت ندارد . ( يعنى فرد وجود ، در خارج تحقق ندارد ، اما فرد ماهوى مثل انسان تحقق دارد ) ملا هادى سبزوارى در اين مورد مىفرمايد :
كأنّ من ذوق التّاله اقتنص * من قال ما كان له سوى الحصص
و الحصة الكلى مقيّدا يجى * تقيّد جزء و قيد خارجى « 1 » ؛
كسانى ( مانند گروهى از متكلمان ) كه گفتهاند : براى وجود ، افراد حقيقى ذاتا متباين ( همچنانكه مشائيين معتقدند ) و مراتب كمال و نقص ( همانطور كه پهلويين باور دارند ) وجود ندارد ، جز حصص ، گويى از ذوق توغل و فرو رفتن در علم الهى ( مثل محقق دوانى ) گرفتهاند . ( البته اين توجيه « بما لا يرضى صاحبه » است . آخر چگونه مىتوان بين حصهاى كه مربوط به گروهى از متكلمان است و نظر محقق دوانى كه معتقد است منظور از موجود درمورد غير خدا ؛ يعنى نسبت به وجود خداوند داشتن ، نه اينكه حقيقتا تحقق داشته باشد و درمورد خداوند ، موجود ، حقيقتا همان وجود است ، رابطه برقرار كرد ؟ )
پس منظور از حصه ( كه امر ذهنى است ) ، عبارت است از وجود كلى مقيد و اضافه
هامش
( 1 ) . شرح المنظومه ، ص 24 - 25 .