و من أحكام مطلق التقابل : أنّه يتحقّق بين طرفين ، لأنّه نوع نسبة بين المتقابلين ، و النسبة تتحقق بين طرفين « 1 » .
ترجمه و توضيح :
فصل پنجم : غيريت و تقابل
( در فصل سوم ) بيان گرديد كه از عوارض كثرت ، غيريّت است و غيريت تقسيم مىشود به غيريت ذاتى و غيرذاتى .
و غيريت ذاتى عبارت است از مغايرت ميان شىء و غير او به خاطر ذات آن شىء ، مانند مغايرت ميان وجود و عدم و اين نوع مغايرت تقابل ناميده مىشود .
و غيريت غيرذاتى اين است كه مغايرت ( ميان شىء و غير آن ) به خاطر اسبابى غير از ذات آن شىء باشد ، مانند مفارقت و جدايى شيرينى و سياهى در شكر و زغال ( به واسطهء اينكه جسم شكر با جسم زغال مغايرت دارد ، شيرينى و سياهى آندو هم مغايرت دارند ، ولى مغايرت آنها ذاتى نيست و به همين جهت در مثل خرما با يكديگر جمع مىشوند ) و اين نوع مغايرت خلاف ( يا تخالف ) ناميده مىشود .
و تقابل را كه همان غيريّت ذاتى است اينچنين تعريف كردهاند كه :
اجتماع دو شىء در يك محل و از يك جهت و در يك زمان ممتنع است ( و آن ) به چهار قسم تقسيم مىشود ، زيرا دو شىء متقابل يا هردو وجودى هستند يا نه و در صورت اوّل يا هريك از آندو در مقايسه با ديگرى تعقل ( و تصور ) مىشود ، مانند مفهوم بالا و پائين ( در مقايسه با يكديگر ) ، پس اين دو مفهوم متضائف مىباشند
هامش
( 1 ) أي : إنّ مفهوم التقابل بما هو و إن كان يعم التضائف و غيره ، و لكن مصداقه مندرج تحت خصوص التضائف . ( منه « قده » ) .