درمورد اقسام تغاير فرمودهاند تغاير دو شىء با يكديگر دو گونه است : تغاير ذاتى و تغاير غيرذاتى و به عبارت ديگر تغاير بالذات و تغاير بالغير . و در تعريف آندو گفتهاند : تغاير ذاتى آن است كه مغايرت دو شىء ناشى از ذات آنها باشد و غيرذاتى آن است كه منشأ تغاير دو شىء عوامل ديگرى غير از ذات آنها باشد .
و به عبارت ديگر مىتوان دربارهء تغاير ذاتى و غيرذاتى چنين گفت : همان گونه كه جهت اتحاد در وحدت غيرحقيقى گاهى امر ذاتى بود و گاهى امر عرضى ، جهت تغاير هم گاهى معناى ذاتى است و گاهى معناى عرضى « 1 » .
و در هرصورت تغاير ذاتى را تقابل گويند .
ب - تعريف تقابل :
در تعريف تقابل سه قيد اخذ شده است :
1 - وحدت محل يا موضوع . 2 - وحدت زمان . 3 - وحدت جهت .
كه باتوجه به قيود ياد شده اجتماع دو شىء ممتنع خواهد بود .
با قيد نخست مواردى نظير سياهى و سفيدى داخل در تعريف مىشود ؛ زيرا اجتماع آندو در وجود محال نيست ، ولى در موضوع و محل واحد محال است .
و با قيد وحدت زمان مواردى نظير بينائى و نابينائى داخل در تعريف مىشود ، زيرا آندو در موضوع واحد مانند انسان در دو زمان جمع مىشوند ، لكن در يك زمان قابل جمع نيستند .
و با قيد وحدت جهت مواردى نظير پدرى و پسرى داخل در تعريف مىشود ، زيرا اجتماع آندو در يك موضوع مانند زيد و در يك زمان و از دو جهت محال نيست ، ولى از يك جهت محال مىباشد .
هامش
( 1 ) اما تحصيل معنى التقابل فهو ان مقابل الهوهوية على الاطلاق الغيرية ، فالغيرية منه غير فى الجنس ، و منه غير فى النوع ، و هو بعينه الغير فى الفصل ، و منه غير بالعرض و هكذا على قياس الاتحاد فى هذه المعانى . ( اسفار ، ج 2 ، ص 100 ) .