جهت به او نسبت داده شود كه براى خود فاعل ، فاعل ديگرى است كه فاعل و فعل او به آن فاعل ديگر استناد داده مىشود پس فاعل در فعل خود مسخّر ( فاعل ديگرى ) است مانند قواى طبيعى و نباتى و حيوانى انسان كه در افعال خود مسخر نفس انسانى هستند ، و مانند همهء فاعلهاى امكانى كه در افعال خود مسخّر واجب تعالى مىباشند .
و در اينكه فاعل بالجبر و فاعل بالعنايه با فاعل بالقصد مباينت نوعى داشته باشند - آنگونه كه تقسيم مزبور مقتضى آن است - كلام و اشكال است .
شرح مطالب :
بحثهايى كه تاكنون پيرامون علت و معلول بيان گرديد ، يك رشته احكام كلى درباره اين مسأله بود كه عبارتند از :
1 - تعريف علت و معلول .
2 - اثبات عليت .
3 - عليت از احكام وجود است .
4 - اقسام و انواع علل .
5 - ضرورت يا جبر على و معلولى .
6 - سنخيت علت و معلول .
7 - بطلان دور و تسلسل در سلسلهء علل .
در فصلهاى آينده پيرامون هريك از اقسام چهارگانه علت ( علت فاعلى ، علت غائى ، علت مادى ، علت صورى ) بحث خواهد شد و اين فصل به علت فاعلى اختصاص داده شده است و مصنف نخست آن را تعريف كرده « 1 » ، آنگاه به بيان اقسام آن پرداخته است .
هامش
( 1 ) هى التى تفيض وجود المعلول .