است توضيح آنكه :
بنابر اصل اصالت وجود و تشكيك در حقيقت وجود ، وجوب و امكان ، وصف وجود و بيانگر مراتب كمال و نقص آن مىباشند ، وجوب يعنى مرتبهاى كه هيچگونه نقصى در آن راه ندارد ، و بالذات واجد همهء كمالات است ، و مرتبه امكان ، مرتبهاى است كه بالذات واجد هيچ كمال وجودى نيست ، بلكه عين فقر و نياز است .
بر اين اساس ، امكان و فقر زائيدهء بعد و دورى از منبع وجوب و سرچشمه غناء و كمال است .
اكنون اگر برخى شرائط موجود امكانى تحقق يابد و پارهاى موانع وصول و بلوغ به سرچشمه كمال بر طرف گردد ، در اين صورت امكان استعدادى تحقق مىيابد ، كه خود مرتبهاى از كمال است ، اگرچه مرتبهء بسيار ضعيفى از ان است .
همانگونه كه امكان ذاتى هم وصف كمال ماهيت من حيث هى بشمار مىرود .
بنابراين هم امكان استعدادى و هم امكان ذاتى به گونهاى وصف كمال بشمار مىروند ، با اين تفاوت كه امكان استعدادى وصف كمال ماهيت در ظرف خارج است ، و امكان ذاتى وصف كمال ماهيت من حيث هى مىباشد .
پس از اينكه معلوم شد كه ، امكان ، بيانگر نقصان و خفاء و ظلمت وجود است ، شكى نيست كه نقصان و خفاء و ظلمت در امكان ذاتى بيشتر از امكان استعدادى است ، زيرا امكان ذاتى به هيچوجه از فعليت وجودى برخوردار نيست ، ولى امكان استعدادى اگرچه از يك جهت بالقوه و فاقد فعليت است ولى از جهت ديگر داراى فعليت وجود است . مثلا نطفه در انسان بودن بالقوه است ، ولى در نطفه بودن بالفعل است . و به همين جهت امكان ذاتى فاقد هرگونه تعين است ، ولى امكان استعدادى نسبت به مستعد له خاصى تعين دارد « 1 » .
امكان ذاتى و استعدادى مشترك لفظىاند
هامش
( 1 ) اسفار ، ج 1 ، ص 234 - 233 .