آيات كريمه كه در خلال اين بحثها وارد كرديم ، در اثبات مطالب گذشته كافى مىباشد ، ولى به واسطهء اين كه حال اين بنده مساعد نبود ، از توضيح مداليل آيات خوددارى شد . ممكن است براى روشن شدن كيفيت دلالت آيات ، به تفسير الميزان مراجعه شود .
تطور و تكامل
از مسئلهء تطور و تكامل سؤال فرموده بوديد :
1 . بايد دانست كه مسئله تطور و تكامل اگر هم اثبات شود تنافى و برخوردى بااصول معارف اسلامى ندارد . مثلًا اگر انسان تكامل يافتهء يك حيوان ديگر باشد ، از اين راه به وجود آيد ، باز خدا همان خداى آفريدگار است و موجودات امكانى از راه احتياج وجودى به آفرينش وى نيازمند هستند و خودشان خود رابه وجود نياوردهاند و به طور تصادف يا اتفاق موجود نشدهاند و ادلهاى كه از راه علت و معلول به وجود خدا اقامه شده در استحكام خود باقى هستند . در اين صورت چون حقانيت دين قطعى و برهانى است ، بايد ظواهرى ازدين كه صورتاً مخالف با تكامل است طورى معنا شود كه تناقض رفع شود .
بنابر آنچه گذشت نبايد احتمال تطور و تكامل باعث يك سلسله خطورهاى نفسانى نامطلوب شده به انسان رنج دهد . از طرف ديگر ادلهاى كه دانشمندان علوم طبيعى براى تطور و تكامل اقامه كردهاند عمده يا همهشان مبتنى بر حدس مىباشد ، يعنى دانشمندان نامبرده از راه تشريح تطبيقى حيوانات جاندار و مقايسهء جنينهاى آنها با همديگر و آثار حفرى كه نشان مىدهد : پيدايش حيواناتى كه وجودشان بسيطتر است متقدمتر از حيواناتى است كه وجودشان عميقتر و كاملتر است .
و اين كه تدريجاً در صفات و اعضاى حيوانات تغيراتى رخ داده ، حدس زدهاند كه حيوانات به عنوان جهش از نوعى به نوع ديگر متبدل و منتقل شدهاند . مثلًا انسان اولى