تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤

پاسخ‌ها

1 . وجود تغيّر و تحول در اجزاى جهان مشهود ، بديهى و غير قابل انكار است و قرآن كريم در همهء اجزاى جهان تغيّر و تحول را اثبات مىفرمايد :
« ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى » ،
« 1 » و آيات قرآنى در اين مضمون بسيار است و عموماً دلالت دارند بر اين كه هر پديده‌اى از واقعيت‌هاى جهان آثارى دارد و هدفى را تعقيب مىكند كه كمال آن است و هم اجل و سررسيدى دارد كه با تحقق آن تركيبش منحل گرديده و به سوى اجزاى اصليش تجزيه شده و مركب رهسپار عدم مىشود . 2 . طبق نظر قرآنى نظامى كه در عالم حكومت مىكند و قوانينى كه اجزاى آفرينش پيروى آن‌ها را دارند ، روش و سنت خدايى است و سنت خدايى يك نواخت و غير قابل تغيير و قوانين حاريه در آن استثنا ناپذير مىباشد :
« فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا » .
« 2 »
« إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » .
« 3 » 3 . آيهء كريمه كه در جواب سؤال دوم ذكر شد در مورد اين سؤال قابل انطباق است . تا جهان بوده و خواهد بود ، مجموع جهان با حركت خصوصى و نظام خاص خود متوجه هدف خود و طى راه استكمال بوده و مىباشد . چيزى كه هست ، فرض ده ميليارد سال براى آغاز پيدايش جهان خالى از مسامحه نيست ، زيرا پديدهء زمان ، كميت و امتدادى است كه با حركت قائم است و از اين روى هر حركتى ، زمانى مخصوص به خود دارد و زمان معهود ما اهل زمين ، امتدادى است كه با حركت
هامش
( 1 ) . احقاف ، آيه 3 . . ( 2 ) . فاطر ، آيه 43 . . ( 3 ) . هود ، آيه 56 . .