و نيز قسم دوم از وحى ، يعنى
أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ،
وحى با واسطه است ، و واسطهاش همان حجاب است . البته اين واسطه - مانند واسطه در قسم سوم - خودش وحى نمىكند ، بلكه تنها وحى از ماوراى آن آغاز مىشود ، و آغاز شدنش را از كلمه
مِنْ
كه براى ابتداء است استفاده مىكنيم . و كلمه
وَراءِ
در اينجا به معناى پشت نيست ، بلكه به معناى بيرون هرچيزى است كه محيط به آن چيز است ، به شهادت كلام خداى تعالى كه مىفرمايد :
وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ
« 1 » و اين قسم تكلم ( تكلم از ماوراى حجاب ) مانند تكلم خداى تعالى با موسى در كوه طور است كه دربارهاش فرموده :
فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ
« 2 » و نيز از همين قسم است وحىهايى كه در عالم رؤيا به انبياء عليهم السّلام مىشده است .
و قسم اول از وحى ، تكلمى است كه خداى تعالى با پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و بدون واسطه جبرئيل مىكرد كه در آن نه رسول ملكى - يعنى جبرئيل - واسطه بود ، و نه هيچگونه حجابى كه فرض شود .
و چون وحى در تمامى اين اقسام مختلف منتسب به خداى تعالى است ، لذا مىتوان وحى را به طور مطلق به خداى تعالى نسبت داد و مستند به او كرد .
به بيانى سادهتر مىتوان در هرسه قسم از وحى گفت : خدا چنين وحى كرده ، بدون قيدى كه معين كند منظور كدام يك از اقسام وحى است . و به همين عنايت ، تمامى اقسام وحى در كلام خداى تعالى به خدا مستند شده ، و
هامش
( 1 ) . بروج : 20 .
( 2 ) . قصص : 30 .