مردم و فارق ميان حق و باطل باشد ، و دلائلى روشن از هدايت ارائه دهد ، و اين معنا با نازل شدن به آسمان دنيا نمىسازد ، چون بنابراين تفسير قرآن كريم سالها در آسمان دنيا بود ، درحالىكه هدايتگر براى مردم نبود .
بعضى ديگر از اين ايراد پاسخ دادهاند به اينكه هدايت بودن قرآن البته به اين معنا كه مىتواند هادى مردم باشد و مردم را از ضلالت نجات دهد و فارق ميان حق و باطل باشد ، معنايى است كه منافات ندارد با اينكه چند سالى در آسمان دنيا بدون هدايت فعلى و خلاصه راكد مانده باشد ، تا وقتى زمان به كار افتادنش رسيد از آسمان به زمين نازل گردد ، و نظائر آن بسيار است ، مانند قوانينى كه از مجلس قانونگذارى گذشته تا هروقت زمان به كار بردن فلان مادهاش رسيد آن را به كار ببرند ، و از قوه به فعليت درآورند .
اين بود پرسش و پاسخهايى كه پيرامون آيه كردهاند ، ولى حق مطلب اين است كه حكم قوانين و دستورات با حكم خطاباتى كه متوجه اشخاص مىشود فرق دارد ، در خطابات بايد قبل از صدور خطاب مخاطبى باشد ، هر چند به مدتى اندك آنگاه به او خطاب كنند ، و معنا ندارد خطاب از مقام تخاطب جلوتر باشد ، و در قرآن كريم از اين خطابها بسيار است ، مانند خطاب در آيه :
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُما
« 1 » و خطاب در آيه :
وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً
« 2 » و آيه :
رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى
هامش
( 1 ) . سوره مجادله : 1 .
( 2 ) . سوره جمعه : 11 .