به خدا قسم كه آنچه او در خصوص قرآن انجام داد همه با مشورت ما و زير نظر ما بود ، مرتب مىپرسيد : شما چه مىگوييد درباره اين قرائت ؟
و جريان چنين بود كه روزى گفت : شنيدم بعضى به بعضى مىگويند :
قرائت من از قرائت تو بهتر است ، و اين كار سر از كفر درمىآورد . ما گفتيم :
نظر تو چيست ؟ گفت : من نظرم اين است كه همه مردم را بر يك قرائت وادار سازيم ، تا در قرائت قرآن فرقهفرقه نشوند ، ما گفتيم بسيار نظر خوبى است « 1 » .
در الدر المنثور است كه ابن ضريس از علباء بن احمر روايت كرده كه عثمان بن عفان وقتى خواست مصاحف را به صورت يك كتاب درآورد ، بعضى خواستند حرف « واو » را از اول جمله
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ
در سوره برائت بيندازند ، أبى گفت يا « واو » آن را بنويسيد و يا شمشير خود را به دوش مىگيرم . پس ، از حذف آن منصرف شدند « 2 » .
و در كتاب الاتقان از احمد ، أبى داوود ، ترمذى ، نسايى ، ابن حيان و حاكم نقل كرده كه همگى از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت : من به عثمان گفتم : چه چيز وادارتان كرد كه سوره انفال و سوره برائت را پهلوى هم بنويسيد با اينكه يكى از سورههاى طولانى است و ديگرى از سورههاى صد آيهاى است و ميان آندو
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
نگذاشتيد و ميان هفت سوره طولانى گذاشتيد ؟
عثمان گفت : سورهاى داراى آيات بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل مىشد و وقتى چيزى نازل مىشد به بعضى از نويسندگان وحى مىفرمود : اين آيات را
هامش
( 1 ) . الاتقان : 1 / 59 .
( 2 ) . الدر المنثور : 3 / 232 .