دستور داد با پايش او را به زمين بكشند ، و در نتيجه اين عمل دو تا از دندههاى سينهاش شكست . عايشه وقتى جريان را شنيد ، زبان به اعتراض گشود و بگو مگوى بسيار كرد .
به امر عثمان مصحفهاى نوشته شده به همه شهرها از قبيل كوفه ، بصره ، مدينه ، مكه ، مصر ، شام ، بحرين ، يمن و جزيره فرستاده شد و به مردم دستور داده به يك نسخه قرآن را قرائت كنند .
و اين اقدام عثمان بدين جهت بود كه به گوشش رسيده بود كه مىگويند قرآن فلان قبيله ، و خواست تا اين اختلاف را از ميان بردارد . بعضى گفتهاند :
همين ابن مسعود اين حرف را براى عثمان نوشته بود ، ولى وقتى شنيد كه نتيجه گزارشش اين شده كه عثمان قرآنها را مىسوزاند ناراحت شد و گفت :
من نمىخواستم اينطور بشود . بعضى ديگر گفتهاند : گزارش مذكور را حذيفة بن يمان داده بود « 1 » .
و در كتاب الاتقان آمده : بخارى از انس روايت كرده كه گفت : حذيفة بن يمان در روزگارى كه با اهل شام به سرزمين ارمنيه و با اهل عراق به سرزمين آذربايجان مىرفت و سرگرم فتح آنجا بود به اين مطلب برخورد كه مردم هر كدام قرآن را يكجور قرائت مىكنند ، خيلى وحشتزده شد ، وقتى به مدينه آمد و وارد بر عثمان شد ، رو كرد به عثمان و گفت : اى عثمان ، امت اسلام را درياب و نگذار مانند امت يهود و نصارى دچار اختلاف شوند . عثمان نزد حفصه فرستاد كه قرآنى كه نزد تو است بده تا از روى آن نسخه برداريم و دوباره نسخه خودت را به تو برگردانيم . آنگاه زيد بن ثابت ، عبد اللّه بن زبير ،
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى : 2 / 170 .