ديدگاهها و موقعيتها فرق مىكند ، تا ببينى بندگان خدا نسبت به پروردگارشان در چه موقعيتى و مقامى قرار دارند .
شكى نيست كسانى كه پيامبر و اولياء شايستگى در روانشان استقرار يافته و فضائل انسانى در جوهرهشان رسوخ نموده مصيبتها و بلاهاى دنيائى كه بر ايشان نازل مىشود اثرى جز فعليت و بظهور رسيدن فضائل نهانى روانشان كه مورد بهرهبردارى ايشان مىباشد ندارد و در حقيقت اين قسم محنتها كه مشتمل بر چيزهاى نامطبوع است چيزى جز تربيت الهى و شما بفرمائيد :
ترفيع درجه ، نخواهد بود .
و كسى كه در سعادت يا شقاوت ثابت نشده و هنوز به راه سعادت لازم و هميشگى نيافتاده هنگامى كه مصيبتهائى به دو برسد و بلاها او را احاطه كند تابع مرتبهء او از كفر يا ايمان ، صلاح يا طلاح بوده فعلا جز امتحان و آزمايش الهى نخواهد بود تا او چگونه استفاده نموده به سوى بهشت و يا دوزخ رهسپار گردد .
ولى كسى كه در زندگى خود تنها به دنبال هواهاى نفسانى بوده و جز به فساد و افساد و فرو رفتن در امواج شهوت و غضب خوى گرفته و دائما رذائل را بر فضائل و سركشى بر خدا را بر خضوع و تسليم در برابر حقتعالى مقدم داشته و انتخاب نموده و مثلش همانند حكاياتيكه قرآن دربارهء سرانجام كار ملتهاى ستمگر و مقصّر در كارهاى الهى : چون ملتهاى نوح و عاد ، و ثمود ، و
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 831
مساهمون: مراد على شمس
ص٨٣١