تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
ج - اين را نمىتوانيم بگوئيم . خلاصه امور غيبى همه از اين جهت غيبند كه خدا در حواس ما تصرّف كرده ، كه نمىتوانيم آنها را درك كنيم . زيرا اگر چنين حرفى را بزنيم ( كه در سوال مندرج است ) به‌طور كلى بايد مانند سوفسطائيان بنيان هرتصديق علمى را درهم بكوبيم و نسبت به هيچ تصديقى اطمينان پيدا نكنيم ، چون اگر مثل چنين خطاى عظيمى از حواس ما كه كليد همه علوم ضرورى و تصديقات بديهى است ، جائز باشد ، ديگر چگونه مىتوانيم به تصديق « دودوتا چهارتا است » وثوق داشته باشيم ؛ زيرا ممكن است احتمال دهيم كه حواس ما در درك آن خطا رفته باشد و همچنين نسبت به بديهىترين قضايا از قبيل سفيدى برف و سياهى زغال تشكيك كنيم . علاوه بر اين ، اين سخن از كسى سر مىزند كه قائل به اصالت حس باشد ، يعنى بگويد غير از محسوسات هيچ چيزى موجود نيست و اين خطا از خطاى ديگر فاحشتر است ، زيرا در همين عالم شهود به بسيارى از چيزها علم و ايمان داريم ، در حالى كه با هيچ‌يك از حواس خود احساسش نكرده‌ايم و اگر ما كسى باشيم كه وجود موجودى غيرمحسوس را ممكن بدانيم ، هرگز درباره فرشته وحى چنين حرفى نمىزنيم « 1 » [ در اين مورد به‌معناى تمثّل ملك رجوع كنيد ] .
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 15 ، 450 [ با تصرف ] .