تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
مىديد و هم مىشنيد ، اما بدون اينكه دو حس بينايى و شنوايىاش به كار بيفتد ، همچنانكه در روايت آمده ، كه حالتى شبيه به بيهوشى به آن جناب دست مىداد ، كه آن را به « رحاء الوحى » نام نهاده بودند . پس آن جناب همانطور كه ما شخصى را مىبينيم و صدايش را مىشنويم ، فرشته وحى را مىديد و صدايش را مىشنيد ، امّا بدون اينكه دو حاسّه بينايى و شنوايى مادى خود را چون ما به كار بگيرد . و اگر رؤيت او و شنيدنش در حال وحى عين ديدن و شنيدن ما مىبود ، بايستى آنچه مىديده و مىشنيده ميان او و ساير مردم مشترك باشد و خلاصه اصحابش هم فرشته وحى را ببينند و صدايش را بشنوند و حال آنكه نقل قطعى اين معنا را تكذيب كرده و حالت وحى بسيارى از آن جناب سراغ داده كه در بين جمعيت به وى دست داده و جمعيتى كه پيرامونش بوده‌اند هيچ چيزى احساس نمىكرده‌اند ، نه صداى پايى ، نه شخصى و نه صداى سخنى كه به وى القاء مىشده است . « 1 »

س 1462 - آيا نمىتوان گفت هنگامى كه در ميان جمعيتى حالت وحى به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دست مىداد در آن حال خداى تعالى در حاسّهء جمعيت تصرّف مىكرده و نمىگذاشته كه آنچه را او مىديده ايشان ببيند و آنچه را او مىشنيده بشنود ؟

هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 15 ، ص 449 و 450 .