استفاده كرد كه سؤال و جوابى كه در آن شده مربوط است به بعد از فصل قضاء ، و رسيدگى به حسابها ، بعد از آنكه اهل بهشت جاى خود را در بهشت گرفته ، و اهل دوزخ هم در دوزخ قرار گرفتهاند ، و در چنين هنگامى شفاعت شامل جمعى از گنهكاران شده ، و آنان را از آتش نجات مىدهد .
و امّا نشأه برزخ ، و ادلهاى كه دلالت مىكند بر حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ائمه عليهم السّلام در دم مرگ ، و در هنگام سؤال قبر ، و كمككردن آن حضرت در شدائد ، ربطى به شفاعت در درگاه خدا ندارد ، بلكه از قبيل تصرفها و حكومتى است كه خداى تعالى به ايشان داده ، تا باذن او هرحكمى كه خواستند برانند ، و هرتصرفى خواستند بكنند .
پس از بحثى كه درباره شفاعت گذشت ، اين نتيجه به دست آمد : كه شفاعت در آخرين موقف از مواقف قيامت به كار مىرود ، كه يا گنهكار به وسيله شفاعت مشمول آمرزش گشته ، اصلا داخل آتش نمىشود ، و يا آنكه بعد از داخل شدن در آتش ، به وسيله شفاعت نجات مىيابد ، يعنى شفاعت باعث مىشود كه خدا باحترام شفيع ، رحمت خود را گسترش مىدهد . « 1 »
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 263 - 265 .