و مىتوانسته با جزيه دادن ، به دين خود باقى مانده و نسبت به آن پايدارى و وفادارى كنند ، و ليكن در عين حال اسلام را بر دين خود ترجيح داده و ايمان آوردند ، به خلاف مشركين ، زيرا ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله جزيه از ايشان نمىپذيرفت ، و جز اسلام آوردن از ايشان قبول نمىكرد ؛ پس عدهاى از مشركين كه ايمان آوردند دلالت بر حسن اسلامشان ندارد ؛ درست است كه مسلمان شدند ، ليكن بعد از آن همه آزار و شكنجه كه پيغمبر محترم اسلام از ايشان تحمل كرد ، و آن همه جفا و قساوت و بىرحمى كه نسبت به مسلمين روا داشتند و آن همه نخوتى كه در برابر مسلمين ورزيدند .
و همچنين يهود كه گرچه در ايمان آوردن و يا جزيه دادن مانند نصارا مختار بودند ، ليكن به آسانى اسلام را قبول نكردند ، بلكه مدتها در نخوت و عصبيت خود تصلب و پافشارى كردند ، مكر و خدعه به كار بردند ، عهدشكنىها كردند ، خواهان بلا و مصيبت مسلمين بودند . و بالاخره صفحات تاريخ از خاطرات تلخى كه مسلمين آن روز از يهود ديدند پر است ؛ خاطراتى تلخ و دردناكتر از آن تصور ندارد ، آن رفتار نصارا بوده و اين رفتار مشركين و يهود ، و اين اختلاف در برخورد و تلقى همچنان ادامه داشته است ؛ يعنى هميشه از نصارا حسن اجابت بوده ، و از يهود و مشركين لجاج و
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 719
مساهمون: مراد على شمس
ص٧١٩