مردى از دورترين نقطهء شهر آمد در حالى كه مىدويد » « 1 » كه اشارهاى به داستان موسى عليه السّلام و مرد قبطى دارد چيست ؟
ج - در آيهاى كه كلمه
« رَجُلٌ »
جلوتر از
« أَقْصَى الْمَدِينَةِ »
آمده ، بعيد نيست نكتهاش اين باشد كه در آنجا عنايت و اهتمام به آمدن مرد و خبر دادنش به موسى عليه السّلام بوده ، كه درباريان دربارهء كشتن تو شور مىكردند ، و لذا كلمهء
« رَجُلٌ »
را جلوتر آورد .
و در درجه دوم ، اهتمام خود آن مرد به زودتر رسيدن و خبر دادن به موسى عليه السّلام است ، و لذا جملهء « يسعى » را بهعنوان حال مؤخر آورد ، به خلاف آن آيهء ديگر كه اهتمام در آن به آمدن از دورترين نقطهء شهر است ، تا بفهماند بين رسولان و آن مرد ، هيچ تبانى و سازش قبلى در امر دعوت نبوده ، و هيچ رابطهاى با او نداشته ؛ لذا جملهء
« مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ »
را مقدم آورد ، و كلمهء
« رَجُلٌ »
و
« يَسْعى »
را بعد از آن ذكر كرد .
امّا اينكه اين مرد
« رَجُلٌ »
نامش و نام پدرش و شغل و حرفهاش چه بوده ؟
مفسرين سخت در آن اختلاف كردهاند ، و ما يقين داريم كه اگر اين جزئيات در فهم مراد آيه كمترين دخالتى مىداشت ، خداى سبحان در كلامش بدان اشاره مىكرد ، و آن را مهمل نمىگذاشت .
هامش
( 1 ) . سورهء قصص ، آيهء 20 .