انسان است ، و پرندگان به وسيلهء آن پرواز مىكنند ، و به فضا مىروند و بر مىگردند ، و از جايى به جايى ديگر نقل مكان مىكنند .
وجود فرشتگان نيز مجهز به چيزى است كه مىتوانند با آن كارى را بكنند كه پرندگان آن كار را با بال خود انجام مىدهند ، يعنى ملائكه هم مجهز به چيزى هستند كه با آن از آسمان به زمين و از زمين به آسمان مىروند ، و از جايى به جاى ديگر كه مأمور باشند مىروند ، قرآن نام آن چيز را « جناح » ( بال ) گذاشته ، و اين نامگذارى مستلزم آن نيست كه بگوييم ملائكه دو بال نظير بال پرندگان دارند ، كه پوشيده از پر است ؛ چون صرف اطلاق لفظ مستلزم آن جناح ، نيست ، همچنانكه الفاظ ديگرى نظير جناح نيز مستلزم معانى معهد نمىباشد مثلا ، وقتى كلمهء عرش و كرسى و لوح و قلم و امثال آن را دربارهء خداى تعالى اطلاق مىكنيم ، نمىگوئيم عرش آنها و كرسى و لوح و قلمش نظير كرسى و لوح و قلم ماست ، بله اين مقدار را از لفظ جناح مىفهميم كه : نتيجهاى را كه پرندگان از بالهاى خود مىگيرند ، ملائكه هم آن نتيجه را مىگيرند ، و اما اينكه چطور آن نتيجه را مىگيرند از لفظ جناح نمىتوان به دست آورد .
در آيهء مذكور گويا فرموده خداوند بعضى از فرشتگان را ، دو بال داده « مثنى » و بعضى را سه بال « ثلث » ، و بعضى را چهار بال « رباع » داده است . و جملهء
« يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ »
- برحسب سياق ، خالى از اشاره به اين نكته