جارى شود ، نه آن معجزاتى كه خود خداى تعالى و بدون اقتراح مردم به منظور تاييد رسالت يك پيامبر جارى مىكند ، مانند معجزهء قرآن براى پيامبر اسلام ، و دو معجزه عصا و يد ( بيضا ) براى موسى عليه السّلام و معجزهء زندهكردن مردگان و غيره براى عيسى عليه السّلام و همچنين آيات نازلهء ديگر كه همه لطفى است از ناحيهء خداى تعالى ، و نيز مانند معجزاتى كه از پيامبر اسلام سر زد بدون اينكه مردم از او خواسته باشند .
پس به حكم آيهء 59 سورهء اسرى هيچ پيغمبرى نمىتواند به پيشنهاد مردم معجزه بياورد ، پس ما هم نمىتوانيم معجزهء شق القمر را قبول كنيم چون به پيشنهاد مشركين بوده - البته اگر بوده - و هم اينكه مشركين به آن ايمان نياوردند .
در پاسخ با ذكر مقدّمهاى ثابت مىكنيم كه اوّلا هيچ فرقى ميان معجزات پيشنهادى و غير آن نيست ، و در صورت وجود دليل محكم نقلى هردو قسم قابلقبول است ، و ثانيا نازل نشدن عذاب بر مشركين عرب علّتى ديگر داشته ، كه با كنار رفتن آن علّت عذاب هم بر آنان نازل شد .
توضيح مقدمه اين است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر مشركين عرب به تنهايى مبعوث نبود ، و امت او همه جهانيان تا روز قيامت هستند ، به دليل آيهء شريفهء
« قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً ،
بگو هان اى مردم ! من فرستادهء خدا به سوى