عقلى باشد ، بله ممكن است محال عادى يعنى خارق عادت باشد ، و اين محال بودن عادى اگر مانع از التيام بعد از انشقاق باشد مانع از انشقاق بعد از التيام هم خواهد بود ، به اين معنا كه از همان اوّل انشقاق صورت نمىگرفت ، و در حقيقت اساس اين اعتراض انكار هرامر خارق العاده است ، و گرنه كسى كه خرق عادت را جايز و ممكن بداند ، چنين اعتراضى نمىكند . « 1 »
س 1344 - معجزهء « شق القمر » يك معجزه اقتراحى و پيشنهادى مردم است ، و با آيهء شريفهء « وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ . . . »
« 2 » منافات دارد ،
براى اينكه از اين آيه استفاده مىشود كه مىخواهد بفرمايد : ما هيچ معجزهاى براى اين امت نمىفرستيم ، براى اينكه اگر بفرستيم اين امت نيز مانند ساير امتهاى گذشته آن را تكذيب مىكنند ، و در اثر تكذيب معذّب و هلاك مىشوند ، و ما نمىخواهيم اين امت منقرض گشته و به عذاب استيصال گرفتار آيد ، و از طرفى ديگر معجزهاى كه مورد تكذيب قرار گيرد و اثرى نداشته باشد ديگر چه فايدهاى در فرستادن آن است ؟
ج - البته اين اشكال در خصوص معجزاتى است كه با اقتراح و پيشنهاد مردم
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 19 ، ص 105 .
( 2 ) . سورهء اسرى ، آيهء 59 ، و نيز ر . ك : سورهء اسرى ، آيهء 93 .