ج - جملهء
« قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً . . . »
« 1 » برهانى است بر بطلان عقيدهء مذكور مسيحيان ، كه قسمتى از حرفشان با قسمت ديگر تناقض دارد آنان وقتى عيسى را با فرض خدايى بشر دانستند چنان كه او را پسر مريم مىدانند كليهء چيزهايى را كه بر سائر افراد بشر اين كره تطبيق و تجويز مىكنند بايد بر عيسى همچنين كنند ، افراد بشر مانند باقى اجزاء آسمانها و زمين و بين اين دو همه مملوك و مسخر سلطنت و قدرت خداوند هستند ، و بنابراين او مىتواند مسيح را از بين ببرد چنان كه مىتواند مادرش را و تمام مردم زمين را بهطور مساوى و بدون امتياز مسيح از ديگران هلاك نمايد . آن وقت خدا چگونه هلاك مىشود ؟
پس فرض بشريت براى مسيح ، فرض خدائيت او را برمىدارد زيرا باهم تناقض دارند . « 2 »
س 1266 - اينكه آيهء شريفه اشاره دارد : « وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ »
« 3 » آيا واقعا يهوديان و مسيحيان ادّعاى فرزندى حقيقى براى خدا قائلند و بهطور جدّى خود را فرزند خداى تعالى مىدانند ؟
ج - در اين معنا هيچ شكى نيست كه يهوديان ادّعاى فرزندى حقيقى براى
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 17 .
( 2 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 10 ، ص 73 . [ با تصرف ]
( 3 ) . سورهء مائده ، آيهء 18 .