تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
مىشود منسوب به زمان كرد ، و گفت ملك عصر فلان ، و پادشاه قرن چندم . ولى ملك ( بكسر ميم ) به زمان منسوب نمىشود ، و هيچ وقت نمىگويند : مالك قرآن چندم ، مگر به عنايتى دور از ذهن ، در آيهء مورد بحث
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
هم ملك را بروز جزا نسبت داده ، و فرموده ملك يوم الدين ، پادشاه روز جزا ، و در جاى ديگر باز فرموده :
« لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ ،
امروز ملك از كيست از خداى واحد قهار » ، ( سوره غافر ، آيهء 16 ) ، و به همين دليل قرائت « ملك يوم الدين » به نظر بهتر مىرسد . « 1 »

س 1201 - مالكيت‌هاى اعتبارى و حقيقى چگونه‌اند ؟

و مالكيت خداوند از چه نوع است ؟ ج - ما در خود چيزهائى سراغ داريم كه به تمام معناى كلمه ، و حقيقتا ملك ما هستند ، و وجودشان قائم بوجود ما است ، مانند اجزاء بدن ما ، و قواى بدنى ما ، بينائى ما ، و چشم ما ، شنواى ما ، و . . . و ساير اعضاى بدن ما ، كه حقيقتا مال ما هستند ، و مىشود گفت مال مايند ، چون وجودشان قائم به وجود ما است ، اگر ما نباشيم چشم و گوش ما جداى از وجود ما هستى عليحده‌اى ندارند ، و معناى اين ملك اين است كه : اولا هستيشان قائم به هستى ما است ، و ثانيا جدا و مستقل از ما وجود ندارند ، ثالثا اينكه ما مىتوانيم طبق دلخواه خود از آنها
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 35 .