كرد مگر به كيش بتپرستى ما برگرديد . « 1 »
وقتى آن حضرت از ايمان آوردنشان بكلّى مأيوس گرديد به ناچار رهايشان كرد و به حال خودشان واگذار نمود « 2 » و در آخر دعا كرد و از خداى تعالى درخواست فتح نموده ، عرضه داشت :
« رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ ،
پروردگارا ! بين ما و بين قوم ما فتحى به حق برسان كه تو بهترين فاتحانى . » « 3 »
دنبال اين دعا خداى تعالى عذاب « يوم الظلّه » را نازل كرد ، روزى كه ابر سياه همه جا را تاريك كرد و بارانى سيلآسا بباريد ، « 4 » اهل مدين آن جناب را مسخره مىكردند كه اگر از راستگويانى قطعهاى از طاق آسمان را بر سر ما ساقط كن . « 5 » پس صيحهء آسمان آنها را بگرفت « 6 » در نتيجه در خانههايشان صبح كردند در حالى كه به زانو درآمده و مرده بودند و خداى تعالى شعيب و مؤمنين به وى را نجات داد . ( ر . ك : سورهء هود ، آيهء 94 ؛ سورهء اعراف ، آيهء 93 ) . « 7 »
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 86 .
( 2 ) . سورهء هود ، آيهء 93 .
( 3 ) . سورهء اعراف ، آيهء 89 .
( 4 ) . سورهء شعراء ، آيهء 189 .
( 5 ) . سورهء شعراء ، آيهء 189 .
( 6 ) . سورهء اعراف ، آيهء 91 ؛ سورهء عنكبوت ، آيهء 37 .
( 7 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 566 و 567 . [ با تصرف ]