و اگر ذكر گفتن لفظى را ذكر بدانيم بايد گفت كه از مراتب ذكر است نه معنى منحصر آن . « 1 »
س 690 - مراتب « ذكر » كدامند ؟
ج - ذكر داراى مراتبى است كه اختلاف آن مراتب در آيات زير كاملا مشهود است ؛
« أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ،
آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مىيابد » « 2 » ،
« وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ ،
پروردگار خود را در دل به ياد آور ، هم از تضرّع و هم از ترس و هم آهسته به زبان » . « 3 »
« فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً ،
پس خدا را به ياد آريد آنطور كه به ياد پدران خود هستيد و يا شديدتر از آن » . « 4 »
« قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً ،
بگو به زودى ذكرى از او برايت مىخوانم » « 5 » ، [ ذكر لفظى ] در آيهاى كه ذكر را به وصف شدت توصيف كرده ، مقصود از آن ذكر باطنى و معنوى است . چون ذكر لفظى ، شدّت و ضعف ندارد .
به حكم آيه « 6 » تنزّل از مقام بلندترى از ذكر و ياد خدا نيز نسيان است ، پس آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه ذكر قلبى هم براى خود مراتبى دارد . از اينجا روشن مىشود اينكه بعضى گفتهاند : ذكر بهمعناى حضور معنا است در نفس ، سخنى است درست ، براى اينكه حضور داراى مراتبى است . « 7 »
[ از آيات مذكور مىتوان چنين نتيجه گرفت كه ذكر لفظى مرتبهاى از ذكر
هامش
( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ص 194 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 1 ص 510 [ با تصرف ] .
( 2 ) . سورهء رعد ، آيهء 28 .
( 3 ) . سورهء اعراف ، آيهء 205 .
( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 200 .
( 5 ) . سورهء كهف ، آيهء 83 .
( 6 ) . سورهء كهف ، آيهء 24 .
( 7 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 511 .