استحضار است ، و اين دو قسم از ذكر بهترين عملى است كه صدورش از انسان تصور مىشود ، و از همهء اعمال خير قدر و قيمت بيشترى دارد ، و نيز از همهء انحاى عبادتها اثر بيشترى در سرنوشت انسان دارد ؛ چون ياد خدا به اين دو نوع كه گفته شد ، آخرين مرحلهء سعادتى است كه براى انسانها در نظر گرفته شده ، و نيز كليد همهء خيرات است . « 1 »
س 688 - مراد از « ذكر » در قرآن چيست ؟
ج - ظاهر اين است كه مقصود از ذكر ، اعم از ذكر لفظى است و بلكه مقصود از آن مطلق انتقال ذهن و خطور قلب است ، چه اينكه به مشاهده آيتى و برخوردن به حجتى باشد ، و يا به شنيدن كلمهاى صورت گيرد . شاهدش اين است كه بعد از آنكه مىفرمايد :
« الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ »
بهعنوان قاعده كلى مىفرمايد :
« أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ،
با ياد خدا دلها آرام مىگيرد » و اين خود قاعدهاى عمومى است كه شامل همه انحاء ذكر مىباشد ، چه اينكه لفظى باشد ، و چه غير آن ، و چه اينكه قرآن باشد و يا غير قرآن . « 2 »
س 689 - معنى و موارد استعمال « ذكر » را توضيح دهيد ؟
ج - « ذكر » گاهى در مقابل « غفلت » گفته مىشود مانند آيهء :
« وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا ،
كسى را كه ما دلش را از ياد خود غافل كردهايم ، اطاعت مكن » ، « 3 » و « غفلت » عبارت است از نداشتن علم به علم ، يعنى اينكه ندانم كه مىدانم [ به عبارتى ديگر ] ، انسان توجه به علم خود نداشته باشد ، يعنى علم به چيزى دارد ولى
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 16 ، ص 202 و 203 [ با تصرف ]
( 2 ) . الميزان ؛ ج 11 ، ص 486 .
( 3 ) . سوره كهف ، آيه 28 .