معهود و مألوف دلهاى بشر همين است كه در مقابل دخترى فوق العاده زيبا بيشاز هرچيز ديگرى فريفته گردد و چنين صورتى بيشاز هرچيز ديگرى قلب بشر را تسخير نموده بر عقل او غالب مىآيد ، و همچنين مثالهاى ديگرى كه براى تمثل زده شده است . « 1 »
س 430 - در قرآن و روايات تا چه حدّى « تمثّل » مورد توجّه قرار گرفته است ؟
ج - در روايات ، كلمهء تمثّل بسيار به چشم مىخورد ، ولى در قرآن كريم جز در داستان مريم ، در سوره مريم يعنى آيهء :
« فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا »
« 2 » نيامده است . « 3 »
س 431 - چه فرقى بين « تمثّل » و « تشكّل - شكلگيرى » كه در خصوص ملائكه مطرح است وجود دارد ؟
ج - آرى ، فرق است بين تمثّل و شكلگيرى ، تمثّل ملك به صورت انسان معنايش اين است كه ملك در ظرف ادراك آن كسى كه وى را مىبيند ، به صورت انسان درآيد ، در حالى كه بيرون از ظرف ادراك او ، واقعيت و خارجيت ديگرى دارد ، و آن عبارت است از صورتى ملكى .
به خلاف تشكّل و تصوّر ، كه اگر ملك به صورت انسان ، متصور و به شكل او متشكّل شود ، انسانى واقعى مىشود ، هم در ظرف ادراك بيننده ، و هم در خارج آن ظرف ، و چنين ملكى هم در ذهن ملك است ، و هم در خارج ، و اين ممكن نيست . « 4 »
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 14 ، ص 52 . [ با تصرف ]
( 2 ) . سورهء مريم ، آيهء 17 .
( 3 ) . الميزان ؛ ج 14 ، ص 47 .
( 4 ) . الميزان ؛ ج 17 ، ص 14 .