مىخوانند ، و در معناى آن تدبر نموده ، باحكامش عمل مىكنند ، و به وعدههايش اميد مىبندند ، و از تهديدهايش مىهراسند ، و از داستانهايش عبرت مىگيرند ، اوامرش را به كار بسته نواهيش را اجتناب مىكنند و به خدا سوگند ، معناى حق تلاوت اين است ، نه اينكه تنها آياتش را حفظ كنند ، و حروفش را درس بگيرند و سورههايش را بخوانند و بندبند آن را بشناسند .
و بسيار كسانى كه حروف آن را كاملا از مخرج اداء مىكنند ، ولى حدود آن را ضايع مىگذارند ، بلكه تلاوت بهمعناى تدبر در آيات آن ، و عمل به احكام آن است .
و در تفسير عياشى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده ، كه در تفسير جملهء
« يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ »
فرموده : يعنى وقتى بآيات راجع به بهشت و دوزخش مىرسند مىايستند و فكر مىكنند . « 1 »
* تمام و كمال
س 428 - فرق بين « تمام » و « كمال » چيست ؟
ج - « تمام » هرچيز عبارت است از آن جزئى كه وقتى با ساير اجزا ضميمه مىشود آن چيز همان چيز مىشود ، و آثارى كه دارد و يا آن آثار را از آن چيز انتظار داريم نيز مترتب مىگردد ، و تمامكردن آن چيز اين است كه ، بعد از آنكه همه اجزاى آن را جمع كرديم آن جزء آخرى را هم بياوريم تا آثار بر آن چيز مترتب شود ، اين معناى تمام و اتمام است .
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 402 .