نمىبينيم ، و تنها وسوسهاش به ما مىرسد ، مىتوانستند بگويند : ما كه شيطان نديديم ، و خيال كرديم اين وسوسهها از افكار خودمان بوده ، و هيچ احتمال نداديم كه از ناحيه او باشد . « 1 »
س 10 - از ظاهر آيات اين داستان ، از قبيل آيهء
« ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ » ،
روشن مىشود كه شيطان با آن دو تن [ يعنى آدم و همسرش ] در برابر درخت نامبرده ايستاده بود ، و قبلا خود را به بهشت در انداخته ، و طرح دوستى با آن دو ريخته ، و فريبشان داد ، حال اين سؤال مطرح مىشود كه مگر شيطان داخل بهشت مىشود ؟ !
ج - اين اشكال وقتى وارد است كه بهشت مورد بحث ، بهشت خلد باشد ، و چنين نبوده ، بلكه اين جريان در بهشتى ديگر صورت گرفته ، به دليل اينكه همگى آنها از آن بهشت بيرون شدند ، و اگر بهشت خلد بود ، با بيرون شدن نمىساخت .
و امّا خطابى كه خداى تعالى به ابليس كرد كه :
« فَاهْبِطْ مِنْها ، فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها ، فَاخْرُجْ » ،
« 2 » به ظاهر فرمان بيرون شدن ابليس از بهشت است ، ممكن است بگوييم : مراد از آن بيرون شدنش از ميانه ملائكه ، و يا از آسمان ، و مقام قرب و تشريف است . « 3 »
س 11 - خطيئه و گناه آدم ( درخصوص خوردن از آن درخت ) ، چه معنايى دارد ؟ مگر پيامبر هم گناه مىكند ؟
ج - آنچه در به دو نظر از آيات [
« فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ ،
زنهار از اين درخت نخوريد
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 202 .
( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 13 .
( 3 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 203 .