تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
س 85 - با اينكه « فرشتگان » و « ابليس » از يك جنس نيستند ، چگونه اين دو باهم بوده و خطاب الهى در امر به سجدهء بر آدم متوجه هردو شده است ؟ ج - از آيهء
« وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ ،
و چون پروردگارت به فرشتگان فرمود من مىخواهم در زمين خليفه‌اى قرار دهم گفتند : مىخواهى در زمين كسى را قرار دهى كه فسادها برانگيزد و خون‌ها بريزد با اينكه ما به حمد تو تسبيح كرده و تو را تقديس مىكنيم » « 1 » ، استفاده مىشود كه ابليس و همه فرشتگان در مقامى قرار داشتند كه مىتوان آن را مقام « قدس » ناميد ، و امر به سجده هم متوجه اين مقام بوده نه به يك‌يك افرادى كه در اين مقام قرار داشته‌اند ، هم‌چنانكه جملهء
« فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها »
« 2 » نيز اشاره به اين معنا دارد ، چه اينكه ضمير در « منها » و « فيها » را به مقام و منزلت برگردانيم و چه اينكه به آسمان و يا به بهشت ارجاع دهيم ؛ زيرا به هرجا برگردانيم برگشت همه به مقام خواهد بود ، و اگر خطاب به يك‌يك افراد بود و مقام و منزلت دخلى در اين خطاب نداشت كافى بود بفرمايد :
« فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ » .
بنابراين ، معلوم مىشود ابليس قبل از تمرّدش فرقى با ملائكه نداشته ، و پس از تمرّد حسابش از آنان جدا شده ، ملائكه به آنچه مقام و منزلتشان اقتضا مىكرده باقى ماندند و خضوع بندگى را از دست ندادند ، و ليكن ابليس بدبخت از آن مقام ساقط گرديد ، همچنانكه فرموده :
« كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 30 . ( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 13 .
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 104 | مراد على شمس