مرد ساحر ! پروردگارت را به خاطر عهدى كه با تو كرده بخوان ( تا ما را از اين درد و رنجهايى كه به آن گرفتار شدهايم برهاند ) در اين صورت ما هدايت خواهيم شد ( و به تو ايمان مىآوريم ) - اما هنگامى كه عذاب را از آنها بر طرف ساختيم آنها پيمانشكنى كردند ، و هرگز ايمان نياوردند » ( وَ قالُوا يا ايُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ انَّنا لَمُهْتَدُونَ - فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ اذا هُمْ يَنْكُثُونَ ) .
تعبيرات آيه كاملًا نشان مىدهد كه همهء اين سخنان از سر لجاجت بود ؛ از يك سو موسى عليه السلام را ساحر مىخواندند و در عين حال دست به دامن او براى رهايى از بلا مىزنند ، تعبير ربّك ( پروردگار تو و نه پروردگار ما ) نشانهء ديگرى از اين لجاجت است . قول مؤكّد در مورد ايمان به موسى عليه السلام كه در جملهء « انّنا لمهتدون » كاملًا آشكار است ، و تعبير « ينكثون » كه به صورت فعل مضارع آمده و نشان مىدهد بارها پيمان بستند و شكستند همه بيانگر لجاجت قوم فرعون است .
و سرانجام آنها نيز به جريمهء لجاجت خود گرفتار شدند ، و خداوند همهء سران و نفرات كارآمد آنها را در ميان امواج دريا غرق كرد ، و اين است نتيجهء لجاجت « 1 » .
* * * دهمين و آخرين بخش از اين آيات ناظر به لجاجت مشركان عرب است ، آنها اصرار داشتند كه با انواع بهانه جويىها از قبول دعوت پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله كه آميخته با انواع معجزات بود سرباز زنند ، با اين كه اگر روح حقطلبى بر آنها حاكم بود يكى از اين معجزات بزرگ و از جمله خود قرآن مجيد كه معجزهء جاويدان خاتم انبياء است براى آنها كافى بود ولى آنها پيوسته پيشنهاد تازهاى مىكردند و معجزهء جديدى مىخواستند ولى باز هم ايمان نمىآوردند .
اين آيات نشان مىدهد كه آنها لجاجت را به آخرين حد رسانده بودند .
مىفرمايد : « آنها گفتند ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم تا چشمهاى از اين سرزمين
هامش
( 1 ) . نظير همين تعبيرات بلكه با شرح بيشتر در سورهء اعراف ، آيات 131 تا 135 آمده است .