تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
رنجهايش بر تسليم در برابر خواسته‌هاى آنها ترجيح داد و به درگاه پروردگار چنين عرضه داشت « پروردگار من ! زندان نزد من محبوتر است از آنچه اينها مرا به سوى آن مىخوانند و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من برنگردانى قلب من به آنها مايل مىشود و از جاهلان خواهم بود ( قالَ رَبِّ السِّجْنُ احَبُّ الَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنى الَيْهِ وَ الَّا تَصْرِفْ عَنّى كَيْدَهُنَّ اصْبُ الَيْهِنَّ وَ اكُنْ مِنَ الْجاهِلينَ ) ؛ اين تعبير هم از مقام عفت و عصمت يوسف حكايت مىكند و هم از غيرت و پارسائى او و هنگامى كه اين روحيهء پاك را مقايسه با عدم غيرت عزيز مصر مقايسه مىكنيم كه وقتى ناپاكى همسرش ذليخا بر او ثابت شد تنها به اين جمله قناعت كرد ! « يُوسُفَ اعْرِضْ عَنْ هذا وَاسْتَغْفِرى لِذَنْبِكِ انَّكَ كُنْتِ مِنَ الخاطِئينَ ؛ يوسف ! از اين موضوع صرف نظر كن و تو اى زن نيز استغفار كن كه از خطاكاران بودى » ( يوسف - 29 ) فرق ميان اين دو روشن مىشود واضح است منظور يوسف اين نبود كه از خداوند طلب زندان كند بلكه هدف اين بود كه اگر او را در ميان زندان و عمل نامشروع مخيّر كنند ( همان گونه كه ساختند ) زندان را ترجيح مىدهد . * * * در سومين آيهء مورد بحث خداوند دستورى به زنان مؤمنه مىدهد كه علاوه بر حفظ حجاب « هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانش پيدا شود و صداى خلخالى كه بر پا دارند به گوش رسد ! » ( وَلا يَضْرِبْنَ بِارْجِلِهِنَ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زِينَتِهِنَ ) . در اين آيه نيز عفت و غيرت به هم آميخته شده تا آنجا كه به زنان اجازه نمىدهد پا را بر زمين بكوبند و صداى خلخال را ظاهر كنند « 1 » و همان گونه كه در بالا
هامش
( 1 ) . خلخال طوق باريكى از نقره يا طلا بوده كه داراى حلقه‌ها يا زنگهاى كوچكى بوده كه اگر محكم راه مىرفتند صداى لاده و زنهاى عرب بعنوان يك زينت آن را به ساق پا مىكردند و بعضى مىگويند فلسفهء اصلى آن بوده كه زنان بيابان‌گرد عرب كه معمولًا پاهايشان برهنه بوده است آن را به پا مىكردند تا حشرات موذى صداى آن را بشنوند و دور شوند سپس به صورت يك زينت در آمده است .