نيز بر دو قسم است يا موجب فساد است يا موجب صلاح ، امام عليه السلام آن دو را از هم جدا كرده و آنچه موجب صلاح است قسم سومى شمرده است .
* * * از مجموع احاديث فوق به خوبى روشن مىشود كه در ميان اعمال خير كمتر عملى به اهميت اصلاح ذات البين است ، تا آنجا كه ملائكه بر شخص اصلاح كننده درود مىفرستند ، و عمل او برتر از نماز و روزه است ، و كار او همچون جهاد فىسبيلاللّه است .
بديهى است اصلاح ذات البين تنها در سطح فرد يا افراد اثر نمىگذارد بلكه سبب انسجام اقشار مختلف جامعه و تحكيم پيوندهاى محبت در ميان آنها مىشود .
و اين اتحاد و انسجام سبب پيروزى و عزّت و اقتدار جامعهء اسلامى است .
طرق اصلاح ذات البين
اصلاح در ميان مردم يا گروهها و طوايف غالباً كار پيچيدهاى است مخصوصاً اگر كينهها و دشمنىها ريشه دار و كهنه باشد ، به همين دليل براى رسيدن به آن گاهى بايد راه طولانى پيمود و از نكات و دقايقى بهره گرفت ، و با روانشناسى و روانكاوى آشنا بود و به يقين رعايت اصول ذيل ، براى رسيدن به اين مقصود مفيد و مؤثر است :
1 - پيدا كردن ريشههاى اختلاف و نفاق - چرا كه تا انسان ريشهها را نشناسد درمان نتيجهها مشكل است ، و اگر اختلافات ريشهيابى شود و انسان به سراغ نابود كردن ريشههاى اختلاف برود زودتر موفق خواهد شد .
2 - شتابزدگى اصلاح ذات البين در بسيارى از مواقع ، نتيجهء معكوس دارد به خصوص اگر اختلافات عميق و ريشه دار باشد ، در اين گونه موارد بايد جهات اختلاف را بررسى كرد و گاه تحت شماره روى كاغذ آورد ، سپس به حل يك يك آنها پرداخت ، و به هر يك از دو طرف امتيازى داده شود ، و تعادلى برقرار گردد ، و كار به اصلاح بيانجامد .