تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
ديگر و نزد جماعت ديگر كار او پوشيده و پنهان باشد ، آيا باز هم غيبت او جايز است ؟ سوم اين كه آيا جواز غيبت متجاهر به فسق مشروط به وجود شرايط امر به معروف و نهى از منكر است يعنى غيبت چنين تأثيرى را داشته باشد و گرنه جايز نيست . با توجه به شرحى كه در بالا در مورد اين گونه افراد داده شد ، پاسخ همهء اين سؤالات روشن مىشود ، و آن اين كه تنها در موردى غيبت آنها جايز است كه حالت تجاهر به فسق دارند ، ولى در كارهايى ديگر ، و يا در محيطهاى ديگر جايز نيست ، چرا كه ادلّه حرام بودن غيبت شامل غيبت آنها در اين گونه موارد نمىشود و معلوم است در جايى كه متجاهر هستند جستجوى شرايط امر به معروف و نهى از منكر ضرورتى ندارد چون عناصر تشكيل دهنده غيبت در آنها نيست . اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از متجاهر به فسق كسى است كه به كلى پردهء حيا را دريده و در برابر گناهان جسور و بىباك است ؛ چنين افراد نه تنها احترامى ندارند ، بلكه بايد به مردم معرفى شوند تا مردم از خطرات آنها در امان بمانند ، تعبير به « مَن الْقى جِلْبابَ الْحَياءِ ؛ كسى كه چادر حيا را بيفكند » و تعبير « فَاذْكُرُوهُ يَعْرِفُهُ الناسَ ؛ نام او را ببريد تا مردم او را بشناسند » ناظر به همين معنى است . بنابراين مىتوان گفت : متجاهر به فسق بر دو گونه است : نخست آنها كه در يك عمل تجاهر دارند كه تنها در همان عمل غيبت آنها جايز است ، و ديگر كسانى كه پردهء حيا را دريده و جسورانه دست به هر گناهى مىزنند ، اين گونه اشخاص در هيچ چيز احترامى ندارند و افشاگرى در مورد آنها لازم و ضرورى است تا افراد ناآگاه از خطرات آنها آگاه شوند . اين سخن را با ذكر دو نكته پايان مىدهيم : نخست اين كه مىدانيم يكى از علوم معروف اسلامى علم رجال است كه در آن از صدق و كذب و درستى و نادرستى راويان اخبار سخن به ميان مىآيد ، بعضى از ناآگاهان از آموختن اين علم ابا داشته‌اند چرا كه در آن غيبت افراد مىشود ، در حالى كه پرواضح است كه حفظ حريم احكام اسلام از آميختن به دروغ و مطالب
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 127 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي