اين سخن را با حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پايان مىدهيم :
در روايتى آمده است ، مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد : يا رسول اللّه ! من در پنهانى مرتكب چهار گناه مىشوم ، زنا و شرب خمر و سرقت و دروغ ، فَايَّتُهُنَّ شِئْتَ تَرَكْتُها لَكَ ؛ هر يك از آنها را كه بفرمايى به خاطر تو آن را ترك مىكنم ! ( گويا آمادهء ترك همهء آنها نبود ، مىخواست يكى را به خاطر رسول خدا صلى الله عليه و آله ترك كند . )
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : « دَعِ الْكِذْبَ ؛ دروغ را رها كن ! »
آن مرد از خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشت ؛ هنگامى كه تصميم گرفت به سراغ عمل منافى عفّت برود ، به خودش گفت اگر اين كار را انجام دهم ممكن است پيامبر صلى الله عليه و آله از من سؤال كند ، اگر راست گويم حد بر من جارى مىكند ، و اگر دروغ بگويم پيمان خود را با او شكستهام ( ناچار اين عمل را ترك كرد ) .
سپس تصميم به سرقت و شرب خمر گرفت ، باز همين فكر براى او پيش آمد ، به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله برگشت و گفت :
« قَدْ اخَذْتَ عَلَىَّ السَّبيلَ كُلَّهُ فَقَدْ تَرَكْتُهُنَّ اجْمَعَ ؛ شما تمام راهها را بر من بستى ، به همين جهت من تمام اين گناهان را ترك خواهم نمود ! » « 1 »
از مجموع آنچه گفته شد مىتوان نتيجه گرفت كه در بسيارى از موارد براى تربيت نفوس و تهذيب اخلاق و مخصوصاً اصلاح بعضى از خلق و خوها بايد از امورى كه پيوسته و وابسته به آن است شروع كرد ، و از مقارنات و خلق و خوهاى ديگر كه با آن مرتبط است كمك گرفت .
* * *
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، جلد 6 ، ص 357 .