تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
به عكس ، انجام يك عمل اخلاقى مانند رعايت امانت ، منتهى به محبّت و دوستى و پيوند در ميان افراد يا تعاون اجتماعى و مانند آن مىشود . در روايات اسلامى نيز اشارات لطيفى به اين امر مهم آمده است ؛ در حديثى از على عليه السلام مىخوانيم كه فرمود : « اذا كانَ فِىالرَّجُلِ خَلَّةٌ رائِعَةٌ فَانْتَظِرْ اخَواتِها ؛ هنگامى كه در كسى صفت جالب و زيبايى ببينى ، در انتظار بقيّهء صفات نيك او ، باش ! » « 1 » در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه فرمود : « انَّ خِصالَ الْمَكارِمِ بَعْضُها مُقَيَّدٌ بِبَعْضٍ ؛ صفات شايسته با يكديگر مربوط و مقيّدند . » و در ذيل همين حديث اشاره شده است به « صِدْقُ الْحَديثِ وَصِدْقُ الْبَأْسِ وَاعْطاءُ السَّائِلِ وَالمُكافاتُ بِالصَّنايِعِ وَاداءُ الْامانَةِ وَصِلَةُ الرَّحِمِ وَالتَّوَدُّدُ الَى الْجارِ وَالصَّاحِبِ وَقُرَى الضَّيفِ وَرَأْسُهُنِّ الْحَياء ؛ راستگويى ، مقاومت در ميدان جنگ ، بخشش به درخواست كننده ، پاداش نيكى به نيكى ، اداى امانت ، صلهء رحم ، محبّت نسبت به همسايه و دوست ، و پذيرايى شايسته از مهمان ، و در رأس همهء آنها حياء قرار گرفته است . » « 2 » در واقع حيا كه روح آن تنفّر از گناه و زشتيها است مىتواند سرچشمهء تمام افعال اخلاقى بالا بشود ، همان گونه كه صداقت پيوند نزديكى با امانت و مقاومت در ميدان مبارزه و محبّت و دوستى با بستگان و دوستان و همسايگان دارد . در حديث سومى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم : « انَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ اقْفالًا وَ جَعَلَ مَفاتِيْحَ تِلْكَ الْاقْفالَ الشَّرابُ ، وَ اْلِكْذبُ شَرٌ مِنَ الشَّرابِ ؛ خداوند براى بديها قفلهايى قرار داده و كليد آن قفلها را شراب قرار داده است و دروغ از شراب بدتر است . » « 3 » اشاره به اين كه دروغ مىتواند سرچشمهء انواع گناهان شود . شبيه همين معنى به صورت فشرده‌ترى در حديث امام حسن عسكرى عليه السلام آمده است آنجا كه فرمود : « جُعِلَتِ الْخَبائِثُ كُلُّها فىبَيْتٍ وَجُعِلَ مِفْتاحُها الْكِذْبَ ؛ تمام زشتيها و بديها در اطاقى قرار داده شده ( كه درِ آن بسته است ) و كليد آن دروغ است . » « 4 »
هامش
( 1 ) . بحار ، جلد 66 صفحهء 411 ، حديث 129 . ( 2 ) . بحار الانوار ، جلد 66 ، صفحهء 375 . ( 3 ) . بحار الانوار ، جلد 69 ، صفحهء 236 ، حديث 3 . ( 4 ) . بحار ، جلد 69 ، صفحهء 263 .