تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤

واژگان

الكبّار : به ضم كاف و تشديد با : بسيار بزرگ . ودّ ، سواع ، يغوث ، يعوق و نسر : نام بت‌ها مىباشند . الديّار : كسىكه وارد خانه مىشود و دراين‌جا مراد از آن يك نفر است ؛ يعنى يك نفر از آنان را هم باقى نگذار . تبار : هلاكت .

اعراب

« كَثِيراً » :
خلقا كثيرا مردم بسيار .
« مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ »
« ما » زايد است : من خطيئاتهم » . « مؤمنا » حال از فاعل « دخل » است .

تفسير

قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً .
اين ، بيان نوح و يا شكايتى است كه وى آن را به نزد سرورش مىبرد و در آن مىگويد : خداى من و سرور من ، مرا براى هدايت بندگان مشرك خود فرستادى و من هم رسالتم را آن‌طور كه بايد و شايد انجام دادم ، ليكن آنان از من و از اين رسالت روى برتافتند و از سركردگانى پيروى كردند كه فراوانى ثروت و فرزند ، آنها را به سركشى واداشته است و هرزمان كه بر ثروت و فرزندانشان افزوده مىشود ، به كفر و دشمنى آنها نيز افزوده مىشود و آنان به‌خاطر حفظ مقام و منافعشان در جنگ با حق و طرفدارانش فعّال‌تر مىشوند .
وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً .
واو جمع به
« مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً »
برمىگردد ، زيرا « من » به‌معناى جماعت است و منظور از آنان همان سركردگان ستمگرند و مراد از مكر آنها روش‌هايى است كه آنها براى جلوگيرى از ايمان آوردن