خونخواران حمايت مىكند و از سوى آنان حمايت مىشود و رويدادها و خبرهاى ديگر . محال است كه امنيت و آسايش با اين بافت عجيب و غريب ، خواه اين بافت ساخته و پرداختهء ايالات متّحده باشد و خواه ديگران ، ادامه يابد .
تصادف شگفتآور اينكه در همان روزىكه اين سخنان را نوشتم در روزنامه مصرى « الجمهوريه » مورخه 10 / 7 / 1970 بهنقل از مطبوعات نيويورك چنين خواندم . « پنج هزار مرد و جوانى كه به بيمارى « ابنه » مبتلا بودند ، در خيابانهاى نيويورك دست به راهپيمايى زدند ، درحالىكه پلاكاردهايى با خود حمل مىكردند و در آنها از دولت مىخواستند كه قانونى را به تصويب برساند كه به آنان اجازه دهد ، اين عمل انحراف جنسى را مرتكب شوند ، چنانكه قانون به زنان اجازه مىدهد ، تا ازدواج كنند و يا در بازارهاى عمومى دست به خودفروشى بزنند » . در مجلّهء « نيويورك » در تاريخ 12 / 10 / 1970 آمده است : « كشيش تورى پارى كه در عمل لواط و همجنسگرايى شهرت دارد ، مردم را به همجنسگرايى و مساحقه فرامىخواند ، زيرا اين دو عمل ، نوعى محبّت الهى است » . اين فراخوانى او منتشر شد و در نقاط مختلف ايالات متّحدهء آمريكا هواداران زيادى پيدا كرد . ترديدى نيست كه از اين گروه بيمار به زودى فرزندان خلافكارى زاده خواهند شد كه رهبرى و سياست صلح و جنگ و نيز كارهاى علمى و آموزشى در جامعه آمريكايى را در دست مىگيرند و در اينهنگام است كه وجود ايالات متّحده ناتوانتر و سستتر از خانهء عنكبوت مىشود .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 709
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٧٠٩