عبد القادر مغربى به تفسير جزء تبارك پرداخته است . او درحالىكه اين آيات را تفسير مىكند ، در آن ، از كتابهاى پيشينيان چنين نقل مىكند : تاريخ پرستش بتها از زمان « انوش بن شيث بن آدم » آغاز شد و شرك در دورهء نوح به اوج خود رسيد .
بنابراين ، خدا او را براى مبارزه با اين شرك و بيمدادن به مشركان برگزيد و او به آنان هشدار داد كه اگر همچنان بر گمراهى پاىفشارند ، هلاك خواهند شد . نوح ، بهمعناى راحت است و ميان او و جدّ بزرگش آدم ، 1056 سال فاصله بوده است .
هنگامىكه طوفان رخ داد ، سنّ او ششصد سال بود و پس از اين واقعه ، 350 سال زندگى كرد . نوهء او ابراهيم خليل ، او را درك كرد و بيش از نيمقرن با وى زندگى نمود .
نوح پس از آنكه از طوفان رهايى يافت ، به زمين روىآورد و به شخمزدن آن و كاشتن نهال در آن پرداخت . اين بود خلاصهء آنچه مغربى آن را از كتابهاى پيشينيان نقل كرده است . خداوند به آفريدگان خود از خود آنها داناتر است .
قالَ يا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ * أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِيعُونِ .
خداوند نوح را بهسوى قومش فرستاد ، تا سهكار را از آنان بخواهد : اول اينكه پرستش بتها را رها سازند و خداى يكتا را بپرستند . دوم اينكه كار نيك انجام دهند و از كار بد بپرهيزند .
سوم اينكه در آنچه به آنها امر مىكند و يا نهى مىنمايد از او اطاعت كنند و نيز در صورت پذيرش آنان دوچيز را برايشان ضمانت كند . اول :
يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ ،
خداوند گناهانتان را كه پيش از ايمان آوردن مرتكب شديد مىآمرزد ، چون ايمان آنچه را كه پيش از آن بهوقوع پيوسته ، مىپوشاند . امّا گناهانى را كه پس از ايمان آوردن مرتكب شدهاند ، دربارهء آنها مسئول هستند و كلمه :
« مِنْ ذُنُوبِكُمْ »
نيز بههمين اشاره دارد .
دوم :
وَ يُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ،
هرگاه به خداى يگانه ايمان آوريد ، او عذاب طوفان و ديگر عذابها را كه باعث نابودى شما مىشود از شما دفع مىكند و به شما مهلت مىدهد كه عمر طبيعى را