تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
جامه در سر كشيدند و پاى فشردند و هرچه بيشتر سركشى كردند . ( 7 ) پس به آواز بلند دعوتشان كردم . ( 8 ) باز به آشكار گفتم و در نهان گفتم . ( 9 ) سپس گفتم : از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است . ( 10 ) تا از آسمان برايتان پىدرپى باران فرستد . ( 11 ) و شما را به اموال و فرزندان مدد كند و برايتان بوستان‌ها و نهرها بيافريند . ( 12 )

واژگان

اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ .
مىگويند : استغشى الثوب ؛ او با لباس خود را پوشانيد . اين جمله كنايه از نهانىترين حالت‌هاست . السماء : دراين‌جا مراد از آسمان باران است . المدرار : فراوان ، پىدرپى .

اعراب

« أَنْ أَنْذِرْ »
و
« أَنِ اعْبُدُوا » .
جايز است كه « ان » مفسره و به‌معناى « اى » باشد و جايز است كه مصدريه و حرف « با » در تقدير باشد : بأن انذر و بأن اعبدوا » . « ليلا و نهارا » هر دو ظرف است براى « دعوت » . « فرارا » تميزى است كه از فاعل تحول يافته ، زيرا به معنا ىزاد نفورهم است نظير : طاب محمد نفسا كه به‌معناى : طاب نفس محمد است . برخى گفته‌اند : « فرارا » مفعول دوم براى « يزدهم » مىباشد . « جهارا » مفعول مطلق براى « دعوتهم » ، زيرا دعوت به‌وسيلهء گفتار بوده و جهار ( آشكاربودن ) از ويژگىهاى آن است نظير « قعدت القرفصاء ؛ بر روى دو زانو نشستم » . برخى گويند : « جهارا » به‌معناى « مجاهرا » در موضع حال است . « مدرارا » حال و صاحب آن ، « السماء » مىباشد .

تفسير

إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ .
شيخ