تفسير
لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ .
اين سخن خداوند تنها يك فرض است كه واژهء « لو » نشانگر آن مىباشد و هدف از آن ، بيان عظمت قرآن است و اينكه اين كتاب از آنچنان نيروى اثرگذارى برخوردار است كه اگر بر كوه فرود مىآمد ، بهخاطر بيم از خدا ، بهرغم سختىاش فروتنى مىكرد و شكافته و نرم مىشد . در اين صورت ، چه حالى دارد انسانى كه امام على عليه السّلام دربارهاش مىفرمايد : « پشه او را رنجور مىكند ، آب دهن او را مىكشد و عرق او را بدبو مىسازد » ، چهحالى دارد اين موجود ناتوانى كه « آيات خدا را كه بر او خوانده مىشود مىشنود . آنگاه به گردنكشى پاى مىفشارد ، چنانكه گويى هيچ نشنيده است » . « 1 » آيا دل او سختتر و نفوذناپذيرتر از سنگ است و يا اينكه اين خودخواهى او دربرابر آيات خداوند ، نادانى ، لجبازى و پافشارى بر گمراهى محسوب مىشود ؟
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ .
ما اين مثلها را براى مردم زديم ، تا دربارهء حكمتها ، اندرزها ، دلايل و گواهان قرآن بينديشند و در پرتو نور آن به راه راست رهنمون شوند ، ليكن « در اين سخن براى صاحبدلان يا آنانكه با حضور گوش فرامىدهند اندرزى است » . « 2 »
وانگهى عظمت قرآن از عظمت خدا سرچشمه گرفته است و از قديم گفتهاند :
سخن ، صفت گوينده است ، بهويژه در آنچه كه به دانش او برمىگردد . بههمين سبب ، خداوند كتابش را با چندين صفت خويش توصيف كرده است . نظير عزيز ، حكيم ، مجيد ، كريم ، على ، عظيم ، نور ، حق ، رحمت و صدق . بنابراين ، اگر قرآن از چنين اثر و قدرتى برخوردار باشد ، شگفتآور نخواهد بود . آنگاه خداوند ، خودش را با صفات عظمت و بزرگى توصيف كرده است :
هامش
( 1 ) . جاثيه ( 45 ) آيهء 8 .
( 2 ) . ق ( 50 ) آيهء 37 .