تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
شما به او نزديك‌تريم ولى شما نمىبينيد . ( 85 ) اگر قيامت را باور نداريد . ( 86 ) اگر راست مىگوييد ، بازش گردانيد . ( 87 ) امّا اگر از مقرّبان باشد . ( 88 ) براى اوست آسايش و روزى و بهشت پرنعمت . ( 89 ) و امّا اگر از اصحاب سعادت باشد . ( 90 ) پس تو را از اصحاب سعادت سلام است . ( 91 ) و امّا اگر از تكذيب‌كنندگان گمراه باشد . ( 92 ) به آب جوشان مهمانش كنند . ( 93 ) و به دوزخش درآورند . ( 94 ) اين سخن سخنى راست و يقين است . ( 95 ) پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى . ( 96 )

واژگان

مواقع النجوم : مواضع و جايگاه‌هاى ستارگان . مكنون : نگهدارى شده ، محفوظ . مدهنون : از مداهنه گرفته شده است . مىگويى : داهنه : او را فريب داد و خلاف آنچه در درون داشت به وى اظهار كرد . الحلقوم : جاى نفس كشيدن و مجراى غذا خوردن [ - گلو ] . غير مدينين : مورد حسابرسى و كيفر قرار نمىگيريد . روح و ريحان : كنايه از آسايش جان و تن است . تصلية جحيم : به‌وسيلهء آتش عذابش كنند . حق اليقين : حق اليقين و يقين الحق يك معنا دارد كه عبارت است از يقينى كه با واقع تطبيق كند و در آن ترديدى نباشد .

اعراب

بيشتر مفسّران مىگويند : « لا » در « لا اقسم » از لحاظ اعراب زايد است ؛ نظير
« لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ »
كه به‌معنا ىليعلم اهل الكتاب است و نيز همانند
« ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ »
كه به‌معناى
« أَنْ تَسْجُدَ »
مىباشد .
« لا يَمَسُّهُ »
نهى است به‌صورت صيغهء نفى و