يكديگر باشند . آيا آنان همديگر را ديدار و دراينباره سفارش كردند ؟ هرگز چنين نيست . آنان نه گردهم آمدند و نه يكديگر را ديدند و نه برخى از برخى ديگر تقليد كردند ، بلكه دشمنى باطل با حق و نادانى با دانايى آنها را يكجا گردآورده است .
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ .
اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله ! بهخاطر كفر و سركشى آنان اندوه مخور ، چون تو دربارهء دين ، گفتار و كردار آنان مسئوليت ندارى .
وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ .
اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله ! تنها وظيفهء تو آن است كه قرآن را تبليغ كنى و با آن ، مردم را اندرز دهى و اگر كسىكه بر كفر و فساد پاى مىفشارد از آن سود نبرد ، آنكه حق را جستوجو مىكند تا بدان ايمان آورد و برطبق آن عمل كند ، از آن سود خواهد برد .
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ .
پرستش خداى يكتاست كه موجب رهايى از پرستش انسان و نيز رهايى از پرستش مقام و ثروت و تمامى هوسها و شهوترانىها مىشود و همچنين ، موجب مىشود كه انسان تنها از حق و عدالت پيروى كند و براى يارىكردن حق و طرفدارانش جهاد نمايد و براى خير دنيا و آخرت كار كند و ترديدى نيست كه هركس اين راه را برود به بهشت مىرسد . بر اين اساس ، هدف از آفرينش جنّيان و آدميان آن است كه آنان از زندگى خوش و هميشگى در خانهء خدا و در جوار او برخوردار شوند . البته ، مشروط بر اينكه از انواع پرستشها آزاد گردند و كار نيكو انجام دهند و هركس كه در اين راه سستى و كوتاهى كند ، بايد تنها خودش را سرزنش كند و پروردگار تو بر بندگان ستم نمىكند . ما ، در جلد ششم ، در بخش : « چرا خدا انسان را آفريد ؟ » در اينباره به تفصيل سخن گفتيم .
پرسش : دربارهء اين حديث قدسى : « من گنجى پنهان بودم و خواستم كه شناخته شوم . از اينرو ، آفريدگان را آفريدم . پس بهوسيلهء خودم ، آنان مرا شناختند » چه مىگوييد ؟ اين حديث بهروشنى نشان مىدهد كه هدف از آفرينش ، شناخت خداوند است ؟
پاسخ : اين حديث با تفسيرى كه ما آن را بيان كرديم ، بهطور كامل همخوانى دارد ،