تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
كه من داشتم همخوانى نداشت . هنگامىكه دكتر مصطفى محمود به تفسير مرج البحرين استدلال كرد ، خيلى انديشيدم تا شايد يكى از آن تفسيرها را به‌خاطر آورم ، تا به‌وسيلهء آن سخن دكتر را نقض كنم ، ليكن حافظه يارىام نكرد ، درحالىكه من به يارى آن سخت نياز داشتم . سپس به موضوع ديگرى منتقل شديم . از باب تصادف ، هنگامىكه آن مجادله ميان ما صورت گرفت ، من سورهء فتح را تفسير مىكردم و در روز بعد به تفسير آيهء
« كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ » ،
رسيدم . هنگامىكه تفسير روح البيان ، نگاشتهء اسماعيل حقى و التسهيل نگاشتهء حافظبن احمد كلبى را مىخواندم و اين دو از مفسران اهل سنّتند ، در اين دو تفسير چنين خواندم : « هم‌چون كشته‌اى كه به‌وسيلهء ابو بكر جوانه زد ، به‌وسيلهء عمر توانمند شد ، به‌وسيلهء عثمان محكم گرديد و به‌وسيلهء على بر پايه‌هايش ايستاد » . اين تفسير باطنى مرا به‌ياد چيزى انداخت كه آن را مدّت‌ها پيش در كتاب حياة الامام ابى حنيفه به قلم سيد عفيفى خواندم كه سيوطى گفته است : علما آورده‌اند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در حديثى به آمدن امام مالك مژده داد : « زود است كه مردم بر شترها سوار شوند و به جست‌وجوى دانش برآيند و دانشمندتر از دانشمندى در مدينه پيدا نكنند » . نيز پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به وجود امام شافعى در حديثى مژده داد : « به قريش دشنام مدهيد كه دانشمندى از اين قبيله جهان را پر از دانش خواهد كرد » . هم‌چنين در حديثى به آمدن امام ابو حنيفه مژده داده است : « اگر دانش در ثريا آويخته باشد ، هرآينه مردى از پارسيان آن را فراخواهد گرفت » . بلافاصله با دكتر مصطفى محمود تلفنى تماس گرفتم و تفسير كلبى و حقى را برايش خواندم و به او گفتم : آيا به من اجازه مىدهى كه اين تفسير را به تمامى اهل سنت نسبت دهم و آنان را با طايفه بابىها يكسان بدانم ، چنان‌كه تو اين كار را كردى و دوازده امامىها را به آنچه مىخواستى نسبت دادى ، آن هم تنها به اين دليل كه يكى از آنان فلان نظريه را گفته است ؟ دكتر در پاسخ چيزى نگفت ، مگر اين سخن را : تمام . . . تمام .